روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٧
مردم در اين ده [١]سال آمن [٢]باشند و هركه به مكه آيد از اصحاب محمد [٣]به حج يا به عمره يا به بازارگانى،ايمن باشد [٤]بر خود و بر مال [٥]،و هركه به مدينه آيد از قريش كه ازآنجا به مصر شود يا به شام،ايمن باشد بر جان و مال،و هركه از قريش به نزديك محمد آيد بىدستورى ولىاش [٦]او را با جاى فرستد [٧]و هركه از قوم محمد به نزديك قريش آيد،او را بازندهند.اين سخت آمد بر مسلمانان [٨].رسول-عليه السلام-[٣٠٤-پ]گفت:رها كنى هركه از ما با ايشان [٩]رود گو برو،الى لعنة اللّٰه.و هركه خواهد كه در عهد محمد رود،برود.و هركه خواهد كه در عهد قريش رود،مخير است.
در حال بنو خزاعه گفتند:ما در عهد محمد رفتيم و بنو بكر گفتند:ما در عهد قريش رفتيم.رسول گفت:پس ما طواف خانه نكنيم [١٠].سهيل بن عمرو گفت:
امسال نكنى دگر سال بياييد [١١]،و چون آيى با سلاح نيايى مگر تيغها در نيام كرده.و [١٢]هدى برانى [١٣]آنجا كه ما بازداريم بكشى.رسول گفت:هدى برانى،ايشان مىراندند و ايشان رويش بازپس مىزدند [١٤].رسول-عليه السلام-گفت:هم اين جا بكشى،هم آنجا بكشتند.ايشان در اين [١٥]بودند.ابو جندل بن سهيل بن عمر[و] [١٦]مىآمد با بندى گران و فرياد خواست [١٧]و مسلمان بود و در دست ايشان چون اسيرى بود [١٨].
پدرش برخاست.و تپنچهاى [١٩]بر روى او زد و گفت:يا محمد!اين عهد ميان ما تمام شده است و شرط آنكه هركه از ما به تو آيد باز ما دهى [٢٠]او را،رسول گفت:
تو دانى،و ابو جندل فرياد مىخواست [٢١].رسول گفت:برو و صبر كن تا خداى
[١] .ما.لا:دو.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد:ايمن.
[٣] .گا،آد:از مردم.
[٤] .آج:باشند.
[٥] .آج:بر خود و بر مال خود،ما،گا،لا،آد:بر جان و مال.
[٦] .آج،ما:واليش،لا:قريش.
[٧] .آج،لا،آد:فرستند.
[٨] .گا،آد:اين حال بر مسلمانان سخت آمد.
[٩] .اساس:به ايشان/با ايشان.
[١٠] .ما،بكنيم،گا:كنيم.
[١١] .ما:بيايى.
[١٢] .گا،آد:اكنون.
[١٣] .آج:و هدا بريد.
[١٤] .ما،گا،لا،آد:بازمىزدند.
[١٥] .آج:در اين حال.
[١٦] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.
[١٧] .گا،آد:مىخواست.
[١٨] .گا،آد:قريش اسير و گرفتار بود.
[١٩] .آج،گا:طپانچۀ.
[٢٠] .آج:باز به ما دهى،ما:با ما دهى،گا،لا،آد:بازدهى.
[٢١] .گا،آد:مىكرد.