روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
مسخ،«قاف»،قذف.و بيان اين قول خبرى است كه از رسول-عليه السلام-[روايت كردند] [١]كه چون اين آيت آمد،رسول-عليه السلام-دلتنگ شد،گفتند:يا رسول الله!چرا دلتنگى؟گفت:مرا [٢]خبر دادند به بلايى كه به امت من فرود آيد [٣]،خسف و مسخ و قذف و آتشى كه ايشان را جمع كند و بادى كه ايشان را در دريا ريزد و آياتى و علاماتى و بيانى [٤]به نزول عيسى و خروج دجال.
شهر بن حوشب گفت و عطا بن ابى رباح:كالزارى [٥]باشد كه عزيز در او ذليل شود و ذليل در او عزيز شود و آن كالزار [٦]در قريش باشد آنگه با عرب [٧]افتد [٨]آنگه با عجم افتد آنگه تا به خروج دجال برسد.
عطاء،گفت«ح» [٩]:حربى باشد ميان [١٠]مكه و قحطى [١١]كه ايشان مردار بخورند و استخان [١٢]مردگان.«م»،از ملكى كه تحويل افتد از قومى به قومى از قريش.
«عين»،آن عدوى كه در آنجا [١٣]باشد.«سين»،كه در آنجا سببى باشد.«ق»، آنكه قدرت خداى نافذ باشد در آن.
بكر بن عبد[الله] [١٤]المزنى گفت:«ح»،حربى باشد ميان قريش و موالى،دست قريش را باشد بر موالى.«م»،ملك بنى اميه است.«ع»،علو عباسيان است.
«س»،سناى مهدى است.«ق» [١٥]،قوت عيسى است كه از آسمان فرود آيد و ترسايان را بكشد و كليسيها [١٦]ويران كند.
محمد بن كعب گفت:قسمى است كه خداى تعالى [١٧]كرد به حلم و مجد و علو و سنا و قدرت خود،كه عذاب نكند آن را كه پناه با كلمۀ اخلاص دهد و آن گفتن( لاالهالاالله)است.
[١] .اساس و آب ندارد،از آج افزوده شد.
[٢] .از قلاب تا اين جا در حاشيۀ نسخۀ اساس آمده است.
[٣] .گا،آد،افزوده:از.
[٤] .ما،گا،لا،آد:پياپى.
[٦] [٥] .آج،ما،گا،آد:كارزار.
[٧] .آج:با اعراب،لا:باز عرب.
[٨] .ما،لا:اوفتد.
[٩] .گا،آد:عطا گفت:«حا».
[١٠] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:اهل.
[١١] .گا،آد:بطحا.
[١٢] .آج،ما،گا،لا،آد:استخوان.
[١٣] .آج،ما،گا،لا،آد:ايشان را.
[١٤] .در اساس دست برده شده بهطورىكه اين كلمه به صورت«و»در آمده است.
[١٥] .كذا در اساس و آب،ج،ما،گا،لا:كليساها.
[١٦] .لا،افزوده:ياد.
[١٧] .ما:يعنى.