روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٠ - ترجمه
بپرسيد،جواب نداد.بار سديگر [١]حذيفه گفت:من تو را خبر دهم،بدان كه اين در مردى فروآمد [٢]نام او عبد الاله،او [٣]،عبد اللّٰه بر بهرى جويهاى مشرق فرود آمد [٤]آنجا دو مدينه بنا كنند [٥]بر كنار آن جوى چنان كه جوى از ميان هر دو فاصل باشد،چون خداى تعالى[١٧٤-ر]خواهد تا زوال ملك ايشان كند و دولت ايشان ببرد،آتشى بفرستد به شب و يك مدينه بسوزد چنان كه از او هيچ اثر نماند.اهل اين مدينۀ ديگر از آن به تعجب فرومانند،بر ديگر روز جمله جباران آن ولايت در اين مدينۀ ديگر حاضر آيند به نظارۀ اين مدينۀ سوخته.خداى تعالى بفرمايد تا خسف كنند ايشان را، آن مدينۀ ديگر به زمين فروشود با هركه در او باشد فذلك قوله: حم عسق يعنى،حم عزيمة من اللّٰه و سنة و قضاء،انداخته شد عزمى و سنتى و قضايى از خداى تعالى.
و قيل: حم عسق ،«عين»عدلا منه،«سين»به معنى سيكون،«قاف»واقع بهما،اى،بالمدينتين.و مانند [٦]خبرى است كه جرير بن عبد اللّٰه روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:مدينهاى بنا كند ميان دجله و دجيل و قطربل و صرات، جباران اهل زمين آنجا مجتمع شوند و جز آن [٧]،و مالهاى عالم آنجا جمع كنند، خداى تعالى آن شهر به زمين فروبرد با اهلش،آن دو [٨]زمين زودتر رود [٩]ازآنكه ميخ آهن [١٠]در زمين نرم.
و گفتند عبد اللّٰه مسعود [١١]خواند:(حم سق)،-بىعين -و گفت:«سين»،هر امتىاند كه رفتند.و«قاف»،هر فرقتىاند كه خواهند آمدن.و در مصحف عبد اللّٰه مسعود،عين نيست.
عكرمه گفت،نافع الازرق عبد اللّٰه عباس را پرسيد از حم عسق ،گفت:«حا»، حلم خداى است،و«ميم»مجد اوست،و«عين»علم اوست،و«سين»سناى اوست،و«قاف»قدرت است.خداى تعالى به اين چيزها [١٢]قسم ياد كرد.
و ابو الجوزا روايت كرد از عبد اللّٰه عباس كه گفت:«عين»،عذاب،«سين»،[١٧٤-پ]
[١] .ما،گا،آد:با رسيم،آج:ديگرباره.
[٢] .آج،ما،گا،آد:فرود.
[٣] .گا،آد:يا.
[٤] .ما،گا،لا،آد:آيد.
[٥] .ما:دو مدينه كند.
[٦] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:اين
[٧] .آج،ما،گا،لا:خزاين،آد:جز اين.
[٨] .آج،ما،گا،آد:در.
[٩] .لا:روند.
[١٠] .آج،ما:آهنين.
[١١] .لا:عباس.
[١٢] .آج،ما:حرفها،لا افزوده:حكم كرد و.