روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٠ - ترجمه
بود في قوله: لِلْمُشْرِكِينَ، كه آنكه مشركان باشد [١]به وجوب زكات و هيچ عبادت ايمان ندارد.و نيز ذكر [٢]آنكه بزرگان ايشان را انفتى بود از اين،و اگرچه در ايشان سخايى [٣]بود،براى آنكه اين چون جزيتى مىشناختند از اين استنكاف كردند كه عاملى و مستخرجى ببايد [٤]و موكل باشد و مالى معين هر سال از ايشان بقهر و رغم بستاند و بخواهد از ايشان.و از اين جا گفت رسول-عليه السلام-:
الزكاة قنطرة الاسلام،من عبرها نجا ،گفت:زكات پل مسلمانى است،هركه بر او بگذرد نجات يابد.و از اينجاست كه اهل رده گفتند در عهد أبو بكر از پس مرگ رسول- عليه السلام-:
اما الصلاة،فنصلى و اما الزكاة فلا تغصب [٥]اموالنا ،گفتند:نماز كنيم و لكن رها نكنيم تا مال ما به غصب بردارند[بعضى صحابه گفتند:بساز با ايشان تا بهيكبار مرتد نشوند،رها كن تا نماز مىكنند و زكات ندهند.] [٦]أبو بكر گفت:و اللّٰه لا افرق بين شيئين [٧]جمع اللّٰه بينهما و اللّٰه لو منعونى عقالا مما فرض اللّٰه و رسوله لقاتلتهم عليه،[١٥٢-پ]گفت:به خداى كه جدا [٨]نكنم ميان چيزى [٩]كه خداى جمع كرد ميان آن،يعنى نماز و زكات.و به خداى كه اگر پاىبند اشترى از شترى بازگيرند از آنچه خداى فرموده است،با ايشان قتال كنم برآن.
و آنچه گفتند،از آنچه [١٠]زكات نفس خواست و هى كلمة الاخلاص،گفتن:
لاالهالااللّٰه،و آنچه گفتند:نفقت و صدقت است و مانند اين اقوال،همه عدول است از ظاهر،و بىضرورتى عدول كردن از ظاهر روا نباشد.پس بر اين جمله تقدير [١١]كرديم،آيت دليل است بر آنكه كفار متعبدند به زكات دادن-و اللّٰه ولى التوفيق.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ، گفت:آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند،ايشان را مزدى بود بىنقصان.و«المن»،النقص و منه المنون للموت،لانه ينقص الناس و الحيوان.عبد اللّٰه عباس گفت:غير مقطوع.
[١] .آج:مشرك باشند،ما،گا،لا،آد:مشرك باشد.
[٢] .آج،گا،آد:ديگر،ما:اگر.
[٣] .گا،آد:سخاوتى.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:بيايد.
[٥] .ما،گا،لا:يغصب.
[٦] .اساس،آب،لا:ندارد،از ما،افزوده شد.
[٧] .آج،ما،گا:شيئين،در اساس نيز با قلمى متفاوت از متن به«شيئين»تصحيح شده است
[٨] .لا:من جدائى.
[٩] .آج،ما،گا،آد:دو چيز،در اساس نيز با قلمى متفاوت. از متن به«دو چيز»تصحيح شده است.
[١٠] .گا:كه زكات،آد:ندارد.
[١١] .آج،ما،گا،لا:تقرير،آد:از اين جمله كه تقرير.