روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
كه بيان كرديم-از خداى بخشندۀ بخشاينده.و تفسير«رحمان»و«رحيم»،به استقصا برفتست در اول كتاب.
كِتٰابٌ، بدل تنزيل است،اين تنزيل،كتابى است كه آيات او مفصل و مبين كردهاند. قُرْآناً عَرَبِيًّا، نصب او بر حال است از«فصلت»،و اين اولىتر است از دگر وجوه.و گفتند [١]:مصدر است،لا من لفظ الفعل.و گفتند:نصب [٢]بر مدح است.و گفتند:على اعادة الفعل،اى،فصلنا قرانا.و گفتند:على اضمار فعل،اى، ذكرنا [٣]و انزلنا. لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ، براى قومى كه دانند.قرآن براى دانا و نادان فرود آمد و لكن تخصيص كرد ايشان را به ذكر،براى آنكه ايشان منتفع باشند به آن، بَشِيراً وَ نَذِيراً، صفت قرآن است،يعنى قرآنى است به لغت عرب،بشارت دهند[١٥١-پ]و ترساننده. فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ، گفت:بيشترينۀ اين مردمان كه قرآن به ايشان [٤]فرستادند، عدول كردند [٥]از او و برگشتند. فَهُمْ لاٰ يَسْمَعُونَ، ايشان نمىشنوند [٦]شنودنى كه منتفع شوند به آن.
وَ قٰالُوا، گفتند يعنى مشركان مكه: قُلُوبُنٰا فِي أَكِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَيْهِ، دلهاى ما در غلاف است از اين كه تو ما را به آن دعوت مىكنى،يعنى نمىتوانيم بدانستن،و آن پوشش و غطا منع مىكند ما را ازآنكه چيزى بدانيم.و«اكنه»،جمع كنان باشد،و«كنان»و«كنانه»تيردان باشد. وَ فِي آذٰانِنٰا وَقْرٌ، و در گوش [٧]ما گرانى است و آنچه [٨]تو مىگويى،نمىتوانيم شنيدن.و اين نوعى جبر است كه گفتند اين مشركان.و گفتند:اين،براى قطع طمع رسول گفتند،تا رسول طمع ببرد از ايمان ايشان. وَ مِنْ بَيْنِنٰا وَ بَيْنِكَ حِجٰابٌ، و از ميان ما و تو حجابى مانع است،هم به اين معنى كه ما دعوت نمىتوانيم شنيدن،و گفتند:معنى آن است كه ميان ما و تو در دين خلافى هست نه بسيار [٩]و تفاوت قولى عظيم،آنگه آن را به«حجاب»مانع [١٠]
[١] .ما:و وجه دگر گفتند كه.
[٢] .ما،افزوده:او.
[٣] .آج،ما،افزوده:قرانا.
[٤] .ما:با ايشان.
[٥] .ما،لا،افزوده:اعراض كردند و،گا،آد:اعراض نمودند و.
[٦] .آج،ما،لا،آد،افزوده:يعنى گوش،او نمىكنند و نمىشنوند.
[٧] .ما:گوشها.
[٨] .ما،گا،آد:از آنچه،لا:ازآنكه.
[٩] .آج،ما،گا،لا،آد:هست بسيار.
[١٠] .در نسخۀ اساس روى اين كلمه با قلمى متفاوت از متن«مانند»نوشته شده است.