روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٤ - ترجمه
چنگ آرى.و اين براى آن كرد تا همانا شما انديشهاى كنى و نظر و تفكر،و مهتدى شوى در راه دين.
اگر سؤال كنند و گويند:اين اقرار ايشان به آنكه خالق آسمان و زمين خداى است لا بد از علم باشد،و چون اقرار و علم به يك جاى بود ايمان باشد،و ايشان مؤمن باشند و اين خلاف اجماع است،جواب گوييم،جماعتى گفتند كه:ايشان اين قول ازآنجا گفتند كه به ادنى مايه انديشه،بل از بديهت عقل دانستند كه معبودان ايشان از اين [١]جماداتاند و اين افعال محكمه از جماد صحيح نبود،گفتند: خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ و در ديگر آيات لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ [٢]... ،اين قدر ايمان نباشد كه بر او استحقاق ثواب باشد،انما ايمان مجموع علومى باشد كه تا مجتمع نشود،آن را ايمان نخوانند و برآن استحقاق ثواب نبود از معرفت خداى-جلجلاله -به ذات و صفاتش.و جهت استحقاق [٣]صفات و توحيد و ابواب او و عدل و ابواب او از نبوت و امامت و وعد و وعيد،و ايشان به اين [٤]هيچ ايمان نداشتند و عالم نبودند به اين و مقر نبودند به اين،پس مؤمن نباشند [٥]بر قاعدت ما.
جواب ديگر آن است كه،ابو على گفت:ايشان اين از سر تقليد گفتند نه از سر نظر در دليل،به دلالت آنكه اگر اندكمايه شبهتى داخل شدى بر ايشان،از آن [٦]برفتندى،و اين جواب هم نيك است.و دليل ديگر بر آنكه نه از سر علم گفتند،آن است[٢٠٠-پ]كه:اگر دانستندى او را با او معبودى نپرستيدندى و به او [٧]شرك نياوردندى.
آنگه خداى تعالى وصف كرد خود را و اين كلام منقطع است از حكايت كفار، براى آنكه كفارا [٨]نگويند: لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ .
گفت: اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً ،او آن خداى است كه زمين را به گهوارۀ شما كرد تا در او بياسايى،چنان كه كودك در گهواره بياسايد. وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيهٰا سُبُلاً ،و شما را در او راهها پديد كرد كه در او به مقاصد و اغراض خود رسى،
[١] .آج،ما،گا:بتان.
[٢] .سورۀ عنكبوت(٢٩)آيات ٦١ و ٦٣،سورۀ لقمان(٣١)آيۀ (٢٥)سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٣٨،سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٨٧.
[٣] .ما،گا،آد،افزوده:و.
[٤] .ما،گا،آد:اينها.
[٥] .اساس:نباشد،به قياس نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٦] .گا،آد:از پى آن.
[٧] .آج،گا:با او.
[٨] .كفارا/كفار را،آج،لا:كفار