روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
نه روشن،ازآنجا كه ايشان را كور [١]حشر كرده باشند [٢]،و گفتند:به دل نگرند و نظر دل خفى باشد.و«طرف»،هم چشم باشد،هم نظر.و چشم بر هم زدن را «طرف»خوانند،يقال:رأيته بطرف عينه.و قول اول بهتر است،معنى آنكه،به چشم مذلت و نظر مهانت نگرند ذليلوار. وَ قٰالَ الَّذِينَ آمَنُوا ،آنگه گفت در وقت چنين مؤمنان گويند كه:امروز،روز زيانكاران است [٣]كه جان و تن و اهل خود را زيان كرده است ازآنجا كه او در دوزخ است و ممنوع از انتفاع به اهل مال [٤]خود چه از [٥]ميان ايشان حوايلى [٦]است،پس نه تن دارد،نه اهل دارد،نه مال دارد.آنگه گفت:ظالمان [٧]كافران در عذابى مقيم دائم باشند كه آن را انقطاع نباشد.
آنگه گفت: وَ مٰا كٰانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِيٰاءَ ،ايشان را هيچ يار و ياور نبود كه نصرت و حمايت كند از خداى [٨].و آن را كه[١٩٤-ر]خداى گمراه كند از بهشت،او را راهى نبود كه برخلاف خداى بتواند رفتن.و آن ديگر وجوه كه گفتيم،هم محتمل است اين جا.
آنگه با خطاب مكلفان آمد،گفت: اِسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ ،اجابت كنى خدايتان را پيش ازآنكه روزى آيد كه آن را مرد و مدفع نباشد،يعنى،روز قيامت.و گفتند:
روز مرگ،ازآنجا كه:
من مات فقد قامت قيامته ،آنگه گفت ظالمان را گويند در اين روز كه: مٰا لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ ،شما را امروز ملجائى و پناهى نيست كه با او گريزى،و شما را نكيرى [٩]نيست و انكار نمىتوانى كردن بر عذاب و استخفاف كه [١٠]بر شما مىرود.
آنگه رسول را گفت بر سبيل تسليت: فَإِنْ أَعْرَضُوا ،اگر اين كافران برگردند و فرمان تو نبرند،بر تو هيچ نيست،ما تو را نفرستاديم تا تو نگهبان ايشان باشى كه ايشان را از كارى بازدارى و به كارى در آرى بقهر. إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاٰغُ ،بر تو هيچ نيست الا بلاغ و رسانيدن [١١].آنگه از آن حديث برفت و در تقلب احوال آدمى آمد و آن
[١] .گا،آد:كه كورشان.
[٢] .گا،آد،افزوده:و بيانه قوله: وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ عَلىٰ وُجُوهِهِمْ عُمْياً
[٣] .آج،ما،گا،لا،آد:امروز زيانكار آن است.[سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٩٨].
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:و مال.
[٥] .آج،ما:او.
[٦] .آج،ما،گا،لا،آد:حوايل.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:و كافران.
[٨] .گا،آد:از غير خدا.
[٩] .گا،آد:نكرى.
[١٠] .گا،آد:و عذاب به استحقاق.
[١١] .لا،افزوده:پيغام.