روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٣ - ترجمه
را،ازآنكه ايشان را فرزند نباشد. إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ،او عالم است به مصالح خلقان، چنان دهد كه صلاح داند و قادر است آنچه داند كه بايد كردن،تواند كردن.[سؤال كردند كه:چرا«اناثا»منكر و«الذكور»معروف؟دو جواب است از اين:يكى آنكه ،زنان از روى ظاهر چو ناشناختهاند ازآنكه پوشيدهاند و نامعروف،و مردان بخلاف اين،ازآنجا كه معروفند و شناخته.و جواب ديگر آن است كه،الف و لام در «ذكور»براى آن آورد تا چون او وقف كنند [١]مطابق باشد رءوس آيات را از كفور، و قدير،و نكير چنان[كه] [٢]گفت فى قوله: وَ اللَّيْلِ إِذٰا يَسْرِ [٣]،و اين جواب بهتر است، و الله اعلم.] [٤].
وَ مٰا كٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ وَحْياً ،گفت [٥]:سبب نزول آيت آن بود كه جهودان گفتند:اگر محمد پيغامبر است،چرا خداى با او سخن نگويد بىواسطه يا خداى را نبيند معاينه [٦]،چنان كه موسى ديد و شنيد؟رسول-عليه السلام-گفت:
موسى خداى را نديد و وحى چنان كند كه او صلاح داند.خداى تعالى اين آيت بفرستاد: وَ مٰا كٰانَ [١٩٥-ر] لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللّٰهُ ،نباشد هيچ آدمى را كه خداى با او سخن گويد، إِلاّٰ وَحْياً ،الا به وحى.گفتند:مراد الهام است يا در خواب باز نمودن.و نصب او بر تمييز بود.و روا بود كه مصدرى بود در جاى حال،اى،موحيا چنان كه:أتيته ركضا و جئته عدوا،اى،راكضا عاديا. أَوْ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ،يا از پس حجابى،يعنى،«الا».و محل كلام از پس حجابى باشد،نه آنكه متكلم از پس حجابى بود،كه آنگه جسم باشد.و گفتند:معنى آن است كه در نفى معاينت و مشاهدت به منزلت آن است كه در حجاب باشد.و حجاب،مانعى باشد كه منع كند از ادراك. أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً ،يا پيغامبرى بفرستد چون جبريل چنان كه با پيغامبران كرد.
نافع خواند و ابن عامر در روايت داجونى:«او يرسل»به رفع [٧]،فيوحى،به «يا»ى ساكن بر استيناف،على تقدير:او هو يرسل رسولا فيوحى.و محل او نصب
[١] .گا،آد:تا بر او وقف.
[٢] .اساس:ندارد،از ما،افزوده شد.
[٣] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ٤.
[٤] .اساس،آب و لا افتادگى دارد،از آج افزوده شد.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:گفتند.
[٦] .لا:بمعاينه.
[٧] .لا،افزوده:و.