روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٤ - ترجمه
انسان [١]،بمثابت مشترى است در آسمان،و او را در دو برج كرد:يكى قوس و يكى حوت،همچنين بصر در دو چشم نهاد.شم در انسان به منزلت مريخ كرد در آسمان و او را دو برج نهاد:يكى عقرب،يكى حمل،همچنين شم در[ممر] [٢]دو بينى نهاد.
ذوق در انسان به منزلت زهره كرد در آسمان و آن را دو برج كرد:يكى ثور و يكى ميزان.همچنين ذوق در دو جاى نهاد:از لهات [٣]و لسان.لمس در انسان به منزلت عطارد كرد در آسمان،و او را دو برج نهاد:يكى سنبله،يكى جوزا،همچنين لمس در دو دست [٤]نهاد.
نطق در انسان به منزلت آفتاب كرد در آسمان،و آن را يك برج كرد و آن اسد است،همچنين نطق را يك آلت نهاد از زبان [٥].كتابت در انسان به منزلت قمر است [٦]در آسمان،و آن را يك برج نهاد و آن سرطان [٧]،همچنين كتابت در دست راست نهاد بر غالب عادت.از آيات آفاق،آفتاب تابان از قطب آسمان،و از آيات انفس نور معرفت در دل مرد خداى دان،بل اين فاضلتر ازآنكه، [٨]:
إن شمس النهار تغيب [٩]بالليل
و شمس القلوب ليس تغيب
و از آيات آفاق ماه و ستارگان،گاه ماه به زيادت،گاه به نقصان.در برابر آن علوم نهاد در انسان:علم توحيد براى اديان و علم فقه براى اركان و علم طب براى ابدان و علم نجوم براى ازمان و علم نحو براى تقويم لسان،علم رياضت براى حيوان، علم سياست براى سلطان،علم صحبت [١٠]براى اخوان،و هذا خطب يطم [١١]و امر لا يتم، عمر برسد [١٢]و او بنرسد،عدالى ما كنت فيه.
حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ ،[١٧١-پ]تا پيدا شود ايشان را كه آن حق است و از خداى است-جلجلاله -چه اگر نه چنين بودى،بر يك وتيرت و نسق نماندى بل مختلف شدى،يعنى اين آيات و ادلت حق است و از خداى است،و قيل: أَنَّهُ ،يعنى [١٣]،
[١] .گا،آد:انفس.
[٢] .در اساس زير وصالى رفته،از آج گذاشته شد.
[٣] .گا،آد:لبها.
[٤] .لا:دو كف.
[٥] .ما:و آن زبان است،گا،آد:كه آن زبان است.
[٦] .آج،ما،گا،آد:كرد.
[٧] .آج،ما،افزوده:است،آد:برج داد از سرطان.
[٨] .گا،آد:كما قال الشاعر.
[٩] .گا،لا،آد:تغرب.
[١٠] .ما:نصيحت.
[١١] .آج:خطبتم،ما:خاطب.
[١٢] .گا،آد:به پايان رسد.
[١٣] .گا،آد:طريقة.