روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٢ - ترجمه
مقام كريم،منبرها خواست،براى آن كريم خواند [١]آن را كه فراخ بود و نكو [٢].
وَ نَعْمَةٍ كٰانُوا فِيهٰا فٰاكِهِينَ ،و نازى [٣]كه ايشان در آن با بطر و اشر بودند و معجب [٤]و بنشاط بودند از آن.
كَذٰلِكَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا قَوْماً ،ما همچنين [٥]به ميراث داديم به گروهى ديگر،يعنى از فرعونيان بستديم [٦]و به موسى و اسرائيليان داديم.
فَمٰا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمٰاءُ وَ الْأَرْضُ ،آسمان و زمين بر ايشان بنگريست [٧].اگر گويند چگونه اضافت كرد گريه را با آسمان و زمين بر ايشان-و آن از ايشان صحيح نباشد-گوييم،در تأويل او چند وجه گفتند:يكى آنكه اهل آسمان و زمين به ايشان [٨]بنگريستند،چنان كه: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ [٩]... ،و: ...حَتّٰى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا [١٠]... ،و مراد اهل قريه و اصحاب حرباند،و اين چنان است كه گويند:
السخاء حاتم،يعنى،السخاء سخاء حاتم [١١].و قال الحطيئة:
و شر المنايا ميت وسط قومه
كهلك الفتى قد اسلم الحى حاضره
اراد شر المنايا،موت ميت.و قال آخر:
قليل عيبه [١٢]و العيب [١٣]جم
و لكن الغنى رب غفور
اراد [١٤]غنى رب غفور.گفتند:مراد آن است كه،فريشتگان در آسمان و مؤمنان [١٥]در زمين بر ايشان نگريستند [١٦]،بل به هلاك [١٧]ايشان شادمانه بودند.وجه دوم آن است كه،اين،عبارت است از صغر منزلت و وضع قدر[٢٣١-پ]ايشان،چنان كه عرب گويد در خلاف اين [١٨]كه:فلان بكت عليه [١٩]الشمس و القمر و النجوم،و كسفت عليه [٢٠]الشمس و القمر،و بكت عليه السماء و الأرض.و غرض از اين مبالغت باشد
[١] .گا:گفت.
[٢] .گا،آد:فراخ و نيكو بود.
[٣] .آب،آج:بازى.
[٤] .آج:به عجب.
[٥] .لا:همچون.
[٦] .لا:فرعون و قوم او ستديم.
[٧] .گا:بگريست،آد:نگريست.
[٨] .آج،ما،افزوده:يعنى و مؤمنان در زمين.
[٩] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٢.
[١٠] .سورۀ محمد(٤٧)آيۀ ٤.
[١١] .ما افزوده:يعنى.
[١٢] .لا:عينه.
[١٣] .لا:العين.
[١٤] .لا،افزوده:رب.
[١٥] .گا:مردمان.
[١٦] .گا:بگريستند.
[١٧] .گا:بر هلاك.
[١٨] .گا،آد:در خلاف اين گويد.
[١٩] .ما:على.
[٢٠] .ما،گا،لا،آد:له.