روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
است كه: جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبٰادِهِ جُزْءاً ،يعنى،فريشتگان را به دختران[او] [١]كردند و گفتند:ايشان جزوى از خداىاند-تبارك و تعالى-و[او] [٢]از اين متعالى است.آنگه رسول را گفت: إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ،آدمى كافر نعمت است و كفران او نعمت ما را آشكار است.
أَمِ اتَّخَذَ ، [٣]على زعمهم،يا خداى از آنچه آفريد دخترانى بگرفت و شما را تخصيص كرد به پسران.و اين رد است بر مشركان عرب كه گفتند:فريشتگان دختران خداىاند.
وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ... ،گفت:چون بشارت دهند يكى از اين مشركان را به آن مثل كه براى خداى زد،يعنى،دختر به خداى پسنديد و به خود نپسنديد [٤]، ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا ،[٢٠٢-ر]همه روز رويش سياه باشد،يعنى از دلتنگى و دژمرويى. وَ هُوَ كَظِيمٌ ،و او خشم فرومىبرد،براى آنكه انفاذ نتوان كردن كه آن خشم نه بر كسى است كه با او بس باشد [٥].
أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ ،اى يربى،كوفيان خواندند:ينشؤا [٦]،الا أبو بكر،به ضم «يا»و تشديد«شين»من التنشئة على الفعل المجهول.و باقى قرأ خواندند:ينشأ [٧]، اذا تربى،من نشأ ينشأ [٨]،على [٩]فعل يفعل از بناى ثلاثى.و كنيزك خوردر [١٠]«نشأ» گويند.قال نصيب:
و لو لا ان يقال صبا نصيب
لقلت بنفسى النشأ الصغار
گفت:آنكه پرورده شود يا بپرورند او را-بر قرائت اول-در حلى.مجاهد گفت:در حرير و زر.
ابو موسى الاشعرى روايت كرد [١١]كه:رسول-عليه السلام-يك روز بر منبر برآمد و پارهاى زر و پارهاى حرير در دست گرفته و خطبه كرد، [١٢]آنگه گفت:
هذان محرمان [١٣]على ذكور امتى حل لإناثها ،اين دو چيز حراماند بر مردان امت من و
[١] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس نسخۀ ما،افزوده شد.
[٣] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:گفت.
[٤] .ما،لا:پسندند و به خود نپسندند.
[٥] .گا،آد:با او برآيد.
[٦] .گا،آد:ينشؤ.
[٧] .لا،آد،افزوده:من نشأ.
[٨] .آج:ينشؤ.
[٩] .گا افزوده:وزن.
[١٠] .خورد ر/خرد را،آج،ما،گا،لا:خود را.
[١١] .گا،آد:گفت.
[١٢] .گا،لا،آد:و آنگه.
[١٣] .لا:حرامان.