روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
حلالاند زنان ايشان را.
معنى آيت آن است كه،خداى طعن زد بر كافران به اين حوالت كه كردند.
گفت:آن با [١]خداى اضافت [٢]كردند كه او در ميان حرير و زر پرورده شود از دختران،و در وقت خصومت و جدل بيانى نتواند [٣]كردن.از اين جا گفتند ايشان را:
ناقصات العقول [٤]،ناقصات الحظوظ،ناقصات الدين،چون مذمتى است زنان را،گفت:آنكه محل جلادت و شهامت و آلت جدل و خصومت باشد،به خود حوالت كردى [٥]و آنچه آلت ضعف و حليت [٦]و قلت فهم و حيلت باشد،به من حوالت كردى.و در آيت[٢٠٢-پ]قوله: أَ وَ مَنْ [٧]،محل«من»،سه وجه گفتند، يكى:رفع [٨]بر ابتدا [٩]على تقدير أ و من ينشؤا فى الحلية،كمن ليس [١٠]كذلك،و دوم:
نصب على تقدير أ و من ينشؤا فى الحلية،يجعلونه بنات اللّٰه،سيم:جر،ردا على قوله: مِمّٰا يَخْلُقُ و بِمٰا ضَرَبَ [١١].
وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً ،گفت:كردند اين مشركان فريشتگان را،كه بندگان خداىاند،زنان.
اهل كوفه و ابو عمرو خواندند:عباد الرحمن،به«با»و«الف»فى جمع«عبد»و يقويه [١٢].قوله سبحانه: ...بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ [١٣].و از تقويت او آن است كه،عباد، مردان باشند تا نقيض آن باشد كه ايشان گفتند:بنات اللّٰه فجعلوها [١٤]اناثا.و ديگران خواندند:عند الرحمن،به«نون».آنان [١٥]كه نزد خداىاند.قوت اين قرائت: [١٦]إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لاٰ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِهِ [١٧]... ،سعيد جبير گفت،بر عبد اللّٰه عباس مىخواندند:عباد الرحمن،من گفتم:در مصحف ما،عند الرحمن است،
[١] .آج،ما:به.
[٢] .آج،ما:حوالت،گا:حواله،لا:حوالت و اضافه.
[٣] .آج:ثباتى نتوانند،ما:ثنايى نتواند.
[٤] .گا:العقل.
[٥] .كردى/كرديد.
[٦] .ما:حيلت.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:در.
[٨] .لا:يكى آن رفع است.
[٩] .آج،ما،گا،آد،افزوده:و خبرش مقدر.
[١٠] .گا،افزوده:له.
[١١] .آج،ما،گا،آد،افزوده:و اين وجه ضعيف است.
[١٢] .آج،ما:تقويه،گا،آد:و مثله.
[١٣] .سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ٢٦.
[١٤] .آج:تجعلونها،ما:تجعلوها.
[١٥] .آج،ما،گا،لا،افزوده:را.
[١٦] .آج،ما،گا،آد،افزوده:قوله.
[١٧] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٢٠٦.