روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٤ - ترجمه
را.رسول گفت:يا عبد اللّٰه!جبريل مرا خبر داد.عبد اللّٰه سلام گفت:جبريل دشمن ماست.رسول-عليه السلام-گفت:اول اشراط قيامت آن باشد[٢٥٢-پ]كه، خداى تعالى خلقان را از مشرق به مغرب راند.و اما اول طعام اهل بهشت زيادت جگر ماهى باشد.اما شبه فرزند:اگر آب مرد سابق بود شبه او را [١]باشد و اگر آب [٢]زن سابق بود شبه او را [٣]بود.عبد اللّٰه سلام گفت:اشهد ان لا اله الا اللّٰه و ان [٤]محمدا رسول اللّٰه،گواهى [٥]دهم كه خداى يكى است،و تو كه محمدى،بنده و رسول اويى.آنگه گفت:يا رسولاللّٰه!اگر جهودان اسلام من بشنوند.از دست در افتند [٦]و در من وقيعت كنند،پيش ازآنكه من اظهار اسلام كنم،تو حديث من از ايشان بپرس.رسول-عليه السلام-جهودان را حاضر كرد،گفت:چه گويى در حق عبد اللّٰه سلام؟گفتند: [٧]سيدنا و ابن سيدنا،و حبرنا [٨]و ابن حبرنا [٩]،و اعلمنا و ابن اعلمنا، گفتند:سيد و مهتر و حبر و عالم ماست،و پسر سيد و عالم و حبر ماست.گفت:اگر چنان كه او ايمان آرد،شما با او مساعدت كنى [١٠]؟گفتند:معاذاللّٰه كه اين باشد [١١]، و او هرگز به تو ايمان آرد!عبد اللّٰه سلام از آن ميانه برخاست و گفت:اشهد ان لا اله الا اللّٰه و [١٢]ان محمدا رسول اللّٰه.گفتند:هذا شرنا و ابن شرنا،اين بترين [١٣]ماست و پسر بترين [١٤]ماست و در نقص او افتادند.عبد اللّٰه سلام گفت:من دانستم كه چنين گويند،براى آن گفتم كه از اينان بپرس اول.
سعد ابو وقاص [١٥]گفت:نشنيدم كه پيغامبر-عليه السلام-كسى را گفت در حيات او كه:او از اهل بهشت است الا عبد اللّٰه سلام را.و اين آيت در او آمد: وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرٰائِيلَ عَلىٰ مِثْلِهِ .
شعبى گفت از مسروق كه: شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرٰائِيلَ ،موسى است.گفت:دليل
[٣] [١] .گا،آد:شبيه او.
[٢] .ما:از،گا،آد:نطفه.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:اشهد.
[٥] .آج:گواهى.
[٦] .لا:درفتند.
[٧] .لا،افزوده:هو.
[٨] .آج:خيرنا.
[٩] .آج:اخيرنا.
[١٠] .آج:موافقه كنى.
[١١] .آج،ما:كه او اين كند،گا،آد:كه هرگز اين شود.
[١٢] .آج،افزوده:اشهد.
[١٤] [١٣] .آج،ما:بدترين.
[١٥] .ما:سعد بن وقاص،گا،آد:سعد وقاص،لا:سعد ابى وقاص.