روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٧ - ترجمه
آورديم.و اين آنگه گفتندى كه،چون آيتى پديد آمدى بر طريق عذاب-چون طوفان و جراد و قمل و ضفادع و خون-به فرياد آمدندى و گفتندى:اگر اين عذاب از ما بردارى ما ايمان آريم،چنان كه در سورة الاعراف برفت.
فَلَمّٰا كَشَفْنٰا ،خداى تعالى گفت: فَلَمّٰا كَشَفْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ ،چون عذاب از ايشان برداشتيم، إِذٰا هُمْ [٢١٣-ر]كه ديدى ايشان عهد مىشكستند.و«اذا»، مفاجا راست،يعنى،در حال عقيب كشف عذاب عهد بشكافتند [١].
وَ نٰادىٰ فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ ،و آواز داد فرعون در قومش،گفت: أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ ،نه ملك مصر مراست؟ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ ،و اين جويها،و آن چهار جوى بود كه معظم آب رود نيل آنجا رفتى:نهر الملك بود و نهر الطولون [٢]و نهر دمياط [٣]و نهر تنيس. تَجْرِي مِنْ تَحْتِي ،از زير من مىرود.گفتند:چنان ساخته بود كه [٤]اين جويها ازير كوشك [٥]او مىرفت.
عطا گفت:تحتى،اى،تحت يدى و تصرفى و ملكى،يعنى،زيردست من است و به فرمان من.
أَمْ أَنَا خَيْرٌ ،گفتند:معنى [٦]بل است،بل من بهترم از اين مرد كه او ذليل و مهين است،يعنى،موسى-عليه السلام-.و روا بود كه معادل همزۀ استفهام بود [٧]و تقدير آنكه أ هذا الذى هو مهين خير ام انا. وَ لاٰ يَكٰادُ يُبِينُ ،و به نزديك آن نيست كه چيزى اظهار كند و سخنى درست بگويد از آن رتهاى [٨]كه در زبان وى بود.
فَلَوْ لاٰ أُلْقِيَ [٩] ،فهلا القى،چرا بر او نيفگنند [١٠]اگر او پيغامبر است و راست گوى است؟ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ ،دستونجهاى [١١]زرين،جمع سوار.حفص خواند عن عاصم و يعقوب:اسوره،بىالف،و باقى قرأ،اساورة،على جمع اسورة فى جمع سوار،و هى جمع الجمع.ابو عمرو گفت:اساور [١٢]جمع اسوار.ابى،اساور خواند،و عبد اللّٰه مسعود:اساوير.مجاهد گفت:براى آن چنين گفتند كه عادت ايشان آن بود كه
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:بشكستند.
[٢] .ما:نهر طلون.
[٣] .ما:مياط.
[٤] .گا،آد،افزوده:كه.
[٥] .آج:شيب كوشك،گا،آد:كوشكها.
[٦] .آج،ما:«ام»به معنى،لا:معنى آن است كه بل.
[٧] .آج،ما،گا،افزوده:محذوف بر تقدير و تأخير كلام.
[٨] .گا،آد:گرفتگى،آج:ربه،ما:رمه.
[٩] .آج،ما،گا،آد،افزوده:اى.
[١٠] .آج،لا:نيفگندند.
[١١] .آج،ما،لا:دستورنجها،گا،آد:دستافرنجها.
[١٢] .ما،گا،لا،آد:اساوره.