روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٥ - ترجمه
مرا بر شما دست خواهد بودن،گفتند:ملك از پس تو كه را باشد [١]؟گفت مرا نگفتهاند اين حديث.چون اين آيت آمد،گفت:ملك از پس من قريش را خواهد بودن.
ابو موسى روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه روزى به در خانهاى فراز آمد كه در آنجا جماعتى بودند از قريش و جوانب در خانه به دست گرفت و گفت:در خانه كسى هست جز قريش؟گفتند:نه،مگر يكى از خواهرزادگان ايشان.گفت:
او هم از ايشان باشد.آنگه گفت:اين كار در قريش باشد ما دام تا در حكم عادل باشند و بر رعيت رحيم باشند و به عهد وفا كنند،هركه نه چنين كند،لعنت خداى تعالى و فريشتگان و مردمان بر او باد!خداى تعالى هيچ فريضه و سنت از او نپذيرد.
انس گفت در اين آيت:هو قول الرجل حدثنى ابى عن جدى.
وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنٰا -الآية.خلاف[٢١٢-ر]كردند در آنكه اين رسولان [٢]كيستند.
عبد اللّٰه عباس و مجاهد و قتاده و ضحاك و سدى و عطا و هر دو مقاتل گفتند:
مؤمنان اهل كتاباند.و در قرائت عبد اللّٰه مسعود و ابى چنين است:و سئل الذين ارسلنا اليهم قبلك،يعنى،بپرس آنان را كه ما به ايشان فرستاديم رسولان را پيش تو [٣]،يعنى،جهودان و ترسايان عصر تو را.و مثله قوله: ...فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتٰابَ مِنْ قَبْلِكَ [٤]... سعيد جبير و عبد الرحمن بن زيد گفتند:يعنى آن پيغامبران را كه شب معراج حاضر شدند [٥].گفت: [٦]اين آيت بر آسمان انزله بود،چون رسول را -عليه السلام-به معراج بردند بر آسمان،به امامت نماز كرد و پيغامبران در قفاى او نماز كردند،خداى تعالى اين آيت بفرستاد،گفت:بپرس اين [٧]پيغامبران كه ايشان را پيش [٨]تو فرستادهام.
روايت كرد ابو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم الثعلبى المفسر امام اصحاب الحديث از حسين بن محمد بن الحسين الدينورى به اسناد از ابراهيم از علقمه از عبد اللّٰه بن مسعود كه،رسول-صلى اللّٰه عليه و آله-گفت:چون شب معراج مرا
[١] .گا،آد:خواهد بودن.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد:مسئولان.
[٣] .آج،گا،لا،آد:پيش از تو.
[٤] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٩٤.
[٥] .ما،لا:شدند.
[٦] .آج،ما،لا،آد:زهرى گفت.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:از اين.
[٨] .گا،لا،آد،افزوده:از.