روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٨ - ترجمه
چون كسى را به سيد [١]كردندى و پيشوايى،او را دستورنجنى [٢]زرين در دست كردندى و طوقى زرين در گردن تا از [٣]علامت سيادت[٢١٣-پ]و رياست او بودى [٤]. أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ،و چرا فريشتگان با وى به يك جاى نمىآيد [٥]تا براى او گواهى دهند.
آنگه سبب مملكت فرعون بگفت كه هيچ موجب نبود آن را جز آنكه:
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ ،كه او قوم خود را سبك داشت و بر ايشان استخفاف كرد، فَأَطٰاعُوهُ ،طاعتش داشتند. إِنَّهُمْ كٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِينَ ،كه ايشان گروهى فاسقان بودند.
ابو الدرداء گفت:اگر دنيا پر مگسى بيرزيدى [٦]،فرعون را يك شربت آب ندادى. فَلَمّٰا آسَفُونٰا ،حقتعالى گفت:چون ما را به خشم آوردند.مفسران گفتند:
تأسف [٧]به معنى غضب است،و غضب از خداى تعالى ارادت عقاب باشد به مستحقش،ما انتقام كشيديم از ايشان،همه را غرق كرديم.
فَجَعَلْنٰاهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرِينَ ،ما ايشان را به سلف گذشته كرديم،سلفى كه آخرينان به ايشان متعظ شوند [٨].
قتاده گفت:سلفا الى النار،ايشان را پيشرو دوزخيان كرديم و تمثلى [٩]براى بازپسينان [١٠].عبد اللّٰه مسعود خواند:سلفا،به ضم«سين»و فتح«لام»،و هى جمع سلفه،كغرفة و غرف و طرفة و طرف.و حمزه و كسائى و اعمش و يحيى،سلفا خواندند،به ضم«سين»و«لام».فراء گفت:هو جميع سليف.ابو حاتم گفت:
سلف و سلف [١١]،مثل خشب و خشب و ثمر و ثمر.و باقى قرأ خواندند:سلفا به دو فتحت،و هى جمع سالف،كحرس و حارس و رصد و راصد.
وَ لَمّٰا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً ،گفت:چون بزدند عيسى را-عليه السلام-مثلى براى مردمان،يعنى،مثل زد عيسى را در آنكه بىپدر آمد به آدم كه بىپدر و مادر
[١] .گا،آد:سيد.
[٢] .آب:دستورنجى.
[٣] .آج،ما،گا،لا،آد:آن.
[٤] .لا:باشد.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:نمىآيند.
[٦] .آج،ما:مىارزيدى،گا،لا،آد:ارزيدى.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:اسف.
[٨] .گا،آد:شدند.
[٩] .ما:تمثيلى،گا،لا،آد:مثلى.
[١٠] .آج،ما:پسينيان.
[١١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:يكى باشد.