روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
كرد از اجتماع ايشان بر يك كلمت.[احوال اين كافران در اين گفتار از دو بيرون نيست:يا اين بر سبيل حقيقت گفتند،و حقيقت خواستند،يا بر توسع و مجاز و مبالغه،اگر حقيقت خواستند،جبر مطلق است.هم اين مقاله كه به جبر مىگويد [١]، و اگر بر توسع گفتند و مبالغه خواستند نيست كه ما در تأويل آياتى كه مثل اين است،من قوله: خَتَمَ اللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ [٢]... و قوله: جَعَلْنٰا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً... [٣]، وجه اول دليل بطلان جبر است،وجه دوم دليل صحت مذهب [٤]عدل.] [٥]فَاعْمَلْ إِنَّنٰا عٰامِلُونَ، تو بر دين خود كار كن كه ما بر دين خود كار خواهيم كردن،و مثله قوله:
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ. [٦] و گفتند:معنى آن است كه،آنچه توانى [٧]كردن در اهلاك و ابطال [٨]ما بكن كه ما هم چنين خواهيم كردن در حق تو. آنگه حقتعالى -چون ايشان اقتراحات و انواع تحكم و تعنت از حد ببردند-گفت:بگوى اى محمد!كه من دعوى خدايى نمىكنم.
إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ، من آدمىام همچون شما از روى خلقت و همچون شما قادرم به قدرت،بيش از آن نيست كه وحى مىآيد به من و وحى بر من انزله مىكنند كه، خداى شما يك خداى است،استقامت كنى او را[١٥٢-ر]و در دين او راست باشى و از او آمرزش خواهى گناهانى را كه كردهاى. آنگه گفت:واى برآن مشركان كه زكات ندهند و به قيامت ايمان ندارند!آيت دليل است بر آنكه كفار با اصرار بر كفر متعبدند به شرايع،كه خداى تعالى مشركان را ملامت كرد و مذمت به منع زكات.
و انما [٩]تخصيص زكات او [١٠]ميان دگر عبادات براى آن كرد كه،مردم بيشتر مجبول و مطبوعاند بر شح نفس،اگرچه به عبادات ديگر از نماز و روزه و حج تن در مىدادند،زكات بر ايشان سخت مىآمد.
و آنكس كه گفت: لاٰ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ، معنى آن است كه:لا يؤمنون بوجوبها،اين خلاف ظاهر است و تكرارى است كه در او فايدتى نيست،براى آنكه اين داخل
[١] .گا،آد:هم اين است مقاله كه مجبران مىگويند.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٧.
[٣] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٢٥.
[٤] .گا،آد،افزوده:اهل.
[٥] .اساس،آب،لا:افتادگى دارد،از آج،افزوده شد.
[٦] .سورۀ كافرون(١٠٩)آيۀ ٦.
[٧] .ما:تو دانى.
[٨] .ما،گا:ما و ابطال كار ما،آد:ابطال ما كار.
[٩] .آج،ما،گا:اما.
[١٠] .آج،ما،گا،لا:از.