روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٨ - ترجمه
وَ مَغٰانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهٰا [١] ،و غنيمتهاى بسيار كه ها گرفتند [٢]ايشان از غنايم خيبر،و خيبر را ملك و عقار بسيار بود،رسول-عليه السلام-از [٣]ميان اصحاب [٤]ببخشيد. وَ كٰانَ اللّٰهُ عَزِيزاً حَكِيماً ،و خداى تعالى عزيز و حكيم است[٢٩٥-ر].
وَعَدَكُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهٰا ،وعده داده شما را غنيمتهاى بسيار كه خواهى گرفتن،و آن،غنيمتهايى بود كه از فتحهاى ديگر آوردند و آرند تا به روز قيامت. فَعَجَّلَ لَكُمْ هٰذِهِ ،اين يك غنيمت تعجيل كرد،يعنى غنيمت خيبر براى شما. وَ كَفَّ أَيْدِيَ النّٰاسِ ،و بازداشت دستهاى مردمان از شما.گفتند:يعنى دستهاى مكيان به صلح روز حديبيه.قتاده گفت:دستهاى جهودان خيبر و خلفاى ايشان از اسد و غطفان از شما و مالهاى شما و عيال شما كه به مدينهاند.
و اين آن بود كه مالك بن عوف النصرى و عيينة بن حصن [٥]الفزارى [٦]و جماعت [٧]بنى اسد و غطفان بيامدند تا نصرت اهل خيبر كنند خداى تعالى ترس در دل ايشان افگند تا برگرديدند. وَ لِتَكُونَ [٨]،و تا باشد يعنى هزيمت ايشان و سلامت شما آيتى و علامتى و دلالتى مؤمنان را تا بدانند كه ظفر و فتح و نصرت به خداى است-جل جلاله- وَ يَهْدِيَكُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِيماً ،و راه دهد شما را به راه راست.گفتند:طريق توكل و تفويض خواست تا در كارها توكل بر او كنى و كار با او گذارى.و گفتند:به هدايت،تثبيت بر اسلام خواست.و گفتند:هدايت به ره ثواب و [٩]بهشت خواست،و گفتند:زيادت يقين و بصيرت خواست به صلح حديبيه و فتح خيبر.
اما طرفى از قصۀ فتح خيبر آن بود كه رسول-عليه السلام-چون از حديبيه بازآمد بقيت ذوالحجه و بعضى از محرم به مدينه [١٠]بازايستاد،آنگه در بقيت محرم روى به خيبر نهاد فى سنة سبع من الهجرة،و مردى را بر مدينه خليفه كرد،نام او سباع بن عرفطة [١١]الغفارى.
[١] .اساس و آب:تأخذونها،كه با توجه به معنى و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٢] .آج:بسيار گرفتند،ما:بسيار كه گرفتند،گا،آد:كه بگيرند،لا:كه فراگرفتند.
[٣] .ما:در.
[٤] .لا:آن را ميان صحابه.
[٥] .گا،لا:عتبة بن حفص.
[٦] .ما:الفارى.
[٧] .آج،ما:جماعتى.
[٨] .اساس و آب و لا:ليكون،كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٩] .آج،ما،گا،لا،آد:ندارد.
[١٠] .گا:در مكه.
[١١] .ما:عروطه.