روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٨ - ترجمه
راست لشكرهاى آسمانها و زمين،و بود [١]خداى قوى و غالب.
ما بفرستاديم تو را گواه و مژد[ه]دهنده [٢]و ترساننده.
تا ايمان آرى به خداى و بزرگ دارى او را و حرمت دارى او را و تسبيح كنى او را به بامداد و شبانگاه.
آنان كه بيعت مىكنند خداى را دست خداى بالاى [٣]دست ايشان است.چون بشكافد مىبشكافد بر خود [٤]،و هركه وفا كند به آنچه عهد كرده باشد برآن با خداى،بدهيم او را مزدى بزرگ.
گويند تو را بازپس گذاشتگان [٥]از عرب:مشغول كرد ما را خواستههاى [٦]ما و اهل ما،آمرزش خواهيد براى ما.
مىگويند به زبانشان آنچه نيست در دلهاشان،بگو:كيست كه مالك باشد [٧]شما را از [٨]خداى چيزى،اگر خواهد به شما زيانى [٩]يا اگر خواهد به شما سودى؟بل بوده است خداى به آنچه مىكنى دانا.
بل گمان بردى كه بازنگردد پيغامبر و مؤمنان با اهلشان هرگز،و بياراستند آن در دلهايتان و گمان بردى گمان بد و بودى گروهى هلاك شدگان.
[٢٨٦-ر]و هركه
[١] .ما:هست.
[٢] .لا:بشارتدهنده.
[٣] .ما:علم خداى زبر.
[٤] .ما:هركه عهد بشكست كه عهد بشكند بر تن خوش (كذا)،لا:هركه بشكند عهد را مىشكافد بر خود.
[٥] .ما،لا:بازپس پسماندگان.
[٦] .لا:مالهاى.
[٧] .ما:پادشايى داد.
[٨] .لا:از قبل.
[٩] .ما:گزندى.