روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
گفت: ...فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ [١].و قوله: ...فَظَلَّتْ أَعْنٰاقُهُمْ لَهٰا خٰاضِعِينَ [٢]،و: ...
رَأَيْتُهُمْ لِي سٰاجِدِينَ [٣] .
وَ إِذٰا حُشِرَ النّٰاسُ كٰانُوا لَهُمْ [٢٥١-ر]،گفت:و آنگه كه حشر كنند مردمان را،اينان دشمنان باشند و به عبادت اين عابدان ايشان را كفران آرند و تبرا كنند، چنان كه گفت: ...تَبَرَّأْنٰا إِلَيْكَ مٰا كٰانُوا إِيّٰانٰا يَعْبُدُونَ [٤]،براى اين قيد زد [٥]إِلىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَةِ ،در آيت اول.اين آيات،مذمت و ملامت و تقريع بتپرستان است و تسفيه رأى و حكم ايشان.
آنگه هم از وصف حال ايشان و جحود و عناد ايشان طرفى بيان كرد،گفت: وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِمْ آيٰاتُنٰا بَيِّنٰاتٍ ،چون آيات مبين روشن ما بر ايشان خوانند،كافران گويند:اين قرآن حق و صدق را كه [٦]اين سخن [٧]جادوى ظاهر است.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرٰاهُ ،يا مىگويند:او فروبافته [٨]است. قُلْ ،تو جواب ده اى محمد!و بگوى كه:اين قرآن اگر من فروبافتهام [٩]و ساخته و بافتۀ من است، فَلاٰ تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللّٰهِ شَيْئاً ،شما هيچ نتوانى كردن بجاى من از خداى،و نتوانى تا حمايت كنى مرا از خداى،چه او عالمتر است به آنچه [١٠]شما در او خوض مىكنى، [يقال:افاض القوم فى الحديث و خاضوا فيه اذا تنازعوا فيه و ترادوا] [١١]كَفىٰ بِهِ شَهِيداً ،بس است خداى گواه ميان من و شما و او آمرزنده و بخشاينده است.
آنگه گفت: قُلْ ،بگو اى محمد! مٰا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ ،من مردى نيستم غريب و بديع از ميان پيغامبران.و البدع و البديع،كنصف و نصيف،يعنى،اول كس نيستم من كه دعوى پيغامبرى كردم [١٢]،بل پيش از من بسيار پيغامبران بودند.قال عدى بن زيد:
فلا انا بدع من حوادث تعترى [١٣]
رجالا عرت من بعد بؤس و اسعد
[١] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٣٣،سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٤٠.
[٢] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٤.
[٣] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٤.
[٤] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٦٣.
[٥] .گا،آد:كرد.
[٦] .گا افزوده:آمد به ايشان.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:سحرو.
[٨] .آج،ما:فرا.
[٩] .آج،ما،لا:فرا.
[١٠] .ما:با آنچه.
[١١] .اساس،آب و لا:ندارد،از آج افزوده شد.
[١٢] .ما،لا:كرد.
[١٣] .اساس:يعترى،به قياس با نسخۀ گا،تصحيح شد.