روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٠ - ترجمه
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرىٰ ،اى،ارتقب اى محمد!تو انتظار كن روز [١]بزرگتر را.در او خلاف كردند،عبد اللّٰه مسعود گفت:روز بدر است،و حسن گفت [٢]:
قيامت است. إِنّٰا مُنْتَقِمُونَ ،ما كينه بكشيم از ايشان اما در دنيا روز [٣]بدر،و اما در قيامت به دوزخ در [٤].
وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ ،آنگه گفت:اين نه كارى است كه تو را فتاد [٥].ما پيش از اين قوم فرعون را امتحان كرديم به تكليف،و رسولى كريم و شريف نسب به ايشان آمد،يعنى:موسى-عليه السلام.
أَنْ اى،بان أَدُّوا ،اين رسول به آن آمد كه گفت:با من دهى بندگان خداى را كه به دست فروگرفتهاى ايشان را،يعنى،بنى اسرايل را كه ايشان را به بندگى گرفتهاى،كه من شما را پيغامبرىام با امانت،جز آن نگويم كه خداى به من وحى كرده باشد.
وَ أَنْ لاٰ تَعْلُوا عَلَى اللّٰهِ ،و نيز به آن آمدهام تا بر خداى علو و غلو و استكبار و ترفع نكنى و پاى از حد او ننهى [٦]. إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطٰانٍ مُبِينٍ ،كه حجتى روشن آوردهام به شما.چون اين پيغام بداد،او را تهديد كردند[٢٣٠-پ]به قتل،گفتند:تو را بكشيم.
او گفت: وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ ،من پناه با خداى خود و خداى شما،كه آفريدگار ما و شماست،مىدهم،ازآنكه مرا رجم كنى.در او سه قول گفتند:يكى قتل و ديگر سنگسار و سديگر دشنام.كه مرا بكشى يا سنگسار- كنى يا دشنام دهى.
وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ ،اگر به من ايمان نمىآرى،مرا رها كنى و نيز رنج- منمايى چون خيرى و راحتى نكنى مرا،شر خود از من كفايت كنى [٧].و اين حال مانند آن است كه شاعر گفت-چون از قومى توقع خير مىكرد-شر آمد از ايشان:
[١] .گا،لا،آد،افزوده:گرفتن.
[٢] .ما،گا،لا،آد،افزوده:روز.
[٣] .آج،ما:به روز،لا:در روز.
[٤] .لا:در دوزخ،آج،ما،گا:به دوزخ.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:افتاد.
[٦] .آج:بيرون ننهيد،ما:از حد او بننهى،گا،آد:از حد خود بيرون ننهيد،لا:از حد بيرون ننهيد.
[٧] .آج،گا،اد:دور داريد،ما:دور دارى/دور داريد.