روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
پديد آمد كه مردم استخوانهاى مردار و پوستها [١]بخوردند.و مردم چون برنگريدندى [٢]ميان آسمان و زمين دودى ديدندى.آخر ابو سفيان بيامد و گفت:يا محمد!تو آمدهاى و ما را طاعت و صلت رحم مىفرمايى و قوم تو به قحط و گرسنگى هلاك شدند،دعا كن براى ايشان كه ايشان طاعت تو دارند.
و ذلك قوله: رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ رسول-عليه السلام-دعا كرد و خداى تعالى قحط برداشت.
و گفت: إِنّٰا كٰاشِفُوا الْعَذٰابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عٰائِدُونَ ،يعنى،الى كفركم.
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرىٰ إِنّٰا مُنْتَقِمُونَ ،ايشان با سر كفر شدند،خداى از ايشان انتقام بكشيد روز بدر.
ديگر مفسران گفتند:اين دخان،دودى باشد كه از جملۀ اشراط و اعلام قيامت بود،پيش از قيامت پديد آيد،در سر و چشم و گوش كافران و منافقان شود تا سرهاى ايشان بياماهد [٣]و مؤمنان را از او شبه زكامى پديد آرد [٤]،و زمين همه دود بگيرد بمانند خانهاى كه در او آتش كنند و آن را [٥]منفذى نباشد كه دود برود،و اين هنوز نبوده است و بخواهد بودن.و اين قول عبد اللّٰه عباس است و عبد اللّٰه بن عمرو حسن بصرى و زيد بن على.دليل بر اين،حديث حذيفه است كه گفت،رسول-عليه السلام-گفت:اول آيات و اعلام قيامت،اين دود باشد و فروآمدن [٦]عيسى از آسمان و آتشى كه پديد آيد[٢٢٩-پ]از قعر عدن كه مردم را به محشر راند.حذيفه گفت:
يا رسولاللّٰه!اين دود چه باشد [٧]؟رسول-عليه السلام-اين آيت بخواند: ...يَوْمَ تَأْتِي السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِينٍ، يَغْشَى النّٰاسَ هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِيمٌ ،دودى باشد كه همه زمين بگيرد و از مشرق تا مغرب بر باز كند [٨]و چهل شبا روز [٩]بماند،اما مؤمن را از او شبه زكامى پديد آيد،و اما كافر از او چون مستى شود [١٠]و مملو شود از آن [١١]تا از بينى و
[١] .آج،ما،افزوده:مردار.
[٢] .ما:بنگريدندى،گا:برنگرديدندى.
[٣] .كذا در همۀ نسخهها،بياماهد/بياماسد.
[٤] .ما،لا:آيد.
[٥] .لا،افزوده:البته.
[٦] .آج،گا،لا،آد:فرود.
[٧] .آج:چباشد.
[٨] .آج:بريان كند،ما،آد:پربازكند،لا:پر كند.
[٩] .آج،ما:شبانه روز،گا،لا،آد:شبانروز.
[١٠] .ما:و اما كافر را از او مستى آيد.
[١١] .ما:از او مملو شود.