روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٧ - ترجمه
حال،اى،راحمين،رحمتى از خداى تو كه او شنوا و داناست.يسمع اقوالهم و يعلم احوالهم [١].
رَبِّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،اى،هو رب السموات و الارض.خبر مبتداى محذوف است،اوست كه خداوند آسمانها و زمين است و آنچه در ميان آسمان و زمين [٢]. إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ،اگر شما هيچ به يقين دانى.
لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ ،نيست خداى بجز او،احيا و اماتت به اوست،اوست كه زنده كند مردگان را و بميراند زندگان را،و قادر بر اين اوست. رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبٰائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ، خداى شماست و خداى پدران پيشين شما.
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ ،بل كه [٣]اين كافران در شكاند از خداى و قيامت و ثواب و عقاب،بازى مىكنند.و گفتند:استهزا مىكنند.
آنگه گفت: فَارْتَقِبْ ،گوش دارى [٤]روزى كه آسمان دودى پديد آرد آشكارا.
در اين دود [٥]خلاف كردند كه چيست و كى باشد.مسروق روايت كرد كه به نزديك عبد اللّٰه مسعود بودم،مردى در آمد و گفت:يا ابا عبد الرحمن!يكى از جمله قصاص، قصه مىگفت به نزديك ابواب كنده در اين آيت: ...يَوْمَ تَأْتِي السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِينٍ ، گفت:دودى باشد كه روز قيامت پديد آيد كه انفاس كافران و منافقان بازگيرد و چشم و گوش ايشان تباه كند و مؤمنان را شبه زكامى پديد آرد [٦]عبد اللّٰه مسعود بر جست و گفت:يا مردمان!از خداى بترسى هرگه [٧]چيزى دانى بگويى و هرگه [٨]ندانى بگويى [٩]:اللّٰه اعلم،كه خداى تعالى رسول را گفت: قُلْ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ مٰا أَنَا [٢٢٩-ر] مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ [١٠]و من شما را خبر دهم از اين دود.چون قريش ايمان نمىآوردند و رسول را رنج مىنمودند [١١]،رسول-عليه السلام-بر ايشان دعا كرد،گفت:بار خدايا!هفت سال اينان را قحط ده،چون سالهاى يوسف قحطى
[١] .گا:افعالهم.
[٢] .آج،ما:آنچه ميان اين دو است،آد،افزوده:است.
[٣] .ما،گا،لا،آد:بل.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:گوشدار.
[٥] .لا:روز.
[٦] .لا:آيد.
[٧] .ما:هركدام،گا:هركس.
[٨] .ما:هركدام،گا،آد:هرچه.
[٩] .آج:چه گوييد،گا،لا:بگوييد.
[١٠] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٨٦.
[١١] .گا،آد:مىرسانيدند.