روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠١ - ترجمه
آب تافته دهند. فَقَطَّعَ أَمْعٰاءَهُمْ ،كه آن آب امعاواحشاى ايشان مقطع [١]كند و پاره پاره.و الأمعاء،جمع معا،رودگانى باشد.
وَ مِنْهُمْ ،آنگه گفت از ايشان،يعنى از كافران: مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ ،كس هست كه گوش با سخن تو كند و بشنود [٢]،و لكن پندارند [٣]و فهم نكنند [٤]از تهاون و تغافل و قلت مبالات و فقد ايمان به آن، حَتّٰى إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ ،تا آنگه كه از نزديك تو بيرون آيند، قٰالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ،گويند آنان را كه ايشان را علم داده باشند از مؤمنان و صحابه و مستبصران: مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً ،چه گفت اين ساعت به نوى؟و اصل او ابتداست،اى،ما ذا قال آنفا،اى،مبتدئا،و اين صفت منافقان است.
مقاتل گفت:سبب آن بود كه رسول-عليه السلام-خطبه كردى و در وى ذكر منافقان كردى و عيب ايشان [٥].ايشان بشنيدندى،خوش [٦]نيامدى[٢٧٧-ر]ايشان را، بيرون آمدندى صحابه را گفتندى بر طريق استهزا: مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً ،چه گفت [٧]بر سرى [٨]كه ما نيك نشنيديم؟عبد اللّٰه عباس گفت:من از آنانم كه مرا علم دادند و معنىام بدين [٩]آيت [١٠]،چه از من چند بارها [١١]پرسيدند كه: مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً .قتاده گفت، سامعان و شنوندگان سهاند:يكى عاقل،يكى عامل،يكى غافل.آنگه وصف كرد ايشان را،گفت: أُولٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ ،ايشان آنانند كه خداى تعالى مهر نهاد بر دلهاى ايشان برآن شرح كه دادهايم از علامت و تخليت و حكم، وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ ،و به دنبال هوا برفتهاند.
وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدىً ،گفت:آنان كه ره يافتند و به الطاف ايزدى منتفع شدند، زٰادَهُمْ هُدىً ،خداى تعالى ايشان را لطف بيفزايد. وَ آتٰاهُمْ تَقْوٰاهُمْ ،و بدهد ايشان را پرهيزكارى،يعنى الطافى كه عند آن اختيار تقوى كنند.و گفتند:
ثواب تقويهم،ايشان را ثواب تقوى دهد.
فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ ،گفت:گوش مىدارند اينان جز آنكه قيامت به
[١] .گا،آد:منقطع.
[٢] .لا:گوش با تو كند و سخن تو بشنود.
[٣] .آج،ما:بنداند،گا،لا،آد:نداند.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:نكند.
[٥] .گا،آد،افزوده:گفتى.
[٦] .گا:خوششان.
[٧] .آج:مىگويد.
[٨] .لا:به نوى.
[٩] .ما:هار به اين.
[١٠] .گا:معنى اين آيه.
[١١] .گا:چند بار،لا:چندين بار.