روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
انفس،طباع [١]چهار:صفرا و سودا و بلغم و خون.در آفاق چهار باد پديد كرد:شمال و جنوب و صبا و دبور،در انفس،چهار باد:مجريه [٢]و ممسكه و هاضمه و دافعه،تا يكى براند [٣]،يكى بدارد،يكى هضم كند يكى دفع كند.
در آفاق،چهار جوى پديد كرد:جيحون و سيحون و نيل و فرات،در انفس چهار جوى پديد كرد:اكحل و قيفال و باسليق و ابطى [٤].در آفاق،نبات الوان پديد كرد، از:زرد و سبز و سرخ و سياه و سپيد و لعل و كبود،در انفس،شعور الوان پديد كرد، از:سياه و سپيد و احمر و اشقر و اشهب و اصهب.در آفاق،چهار چشمه به چهار طبع [٥]پديد كرد:ملح و عذب و زعاق و منتن،در انفس،همچنين چهار چشمه پديد كرد:ملح در چشم،زعاق در [٦]گوش،عذب در دهن،منتن در بينى.از آيات آفاق، قِطَعٌ مُتَجٰاوِرٰاتٌ [٧]،بهرى نبات روياند بهرى نه،همچنين در انفس بر يك جاى از تن آدمى بهرى موى روياند و بهرى نه.در آفاق آتش پديد كرد،در انفس آتشى در جگر نهاد و يكى در طحال و يكى در دل و يكى در معده.در آفاق معادن مختلف پديد كرد،در انفس،حواس پنج [٨]نهاد،از:سمع و بصر و شم و ذوق و لمس.از آيات آفاق،ابر است كه گاهى ببارد و گاهى نه [٩]،در انفس [١٠]چشم پديد كرد كه گاهى بگريد و گاهى نه.
از آيات آفاق،ستارگان هفت [١١]در افلاك خود [١٢]،و از آيات نفس [١٣]اعضا هفت [١٤]:
سمع در انسان بمثابت زحل كرد در آسمان و او را دو برج نهاد:يكى جدى و يكى [١٥]دلو،لا جرم در برآن [١٦]سمع،در دو[١٧١-ر]برج نهاد و آن دو گوش است.بصر در
[١] .گا،آد:طبايع.
[٢] .آج:مجذيه،ما:مجز به،گا،لا:جاذبه،آد:جاذبه و ماسكه.
[٣] .ما:برآيد،گا،لا،آد:برآرد.
[٤] .ما:ابطحى.
[٥] .ما،گا،لا،آد:طعم.
[٦] .لا،افزوده:دو.
[٧] .مأخوذ از سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٤.
[٨] .گا،آد:پنجگانه.
[٩] .گا،لا،آد:نبارد.
[١٠] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:چشمۀ.
[١١] .گا،آد:سبعه.
[١٢] .گا،آد:نهاد.
[١٣] .آج،ما،گا،لا،آد:انفس.
[١٤] .گا:سبعه،لا:هفتگانه.
[١٥] .گا،آد:ديگر.
[١٦] .آج،گا،لا،آد:برابر،ما:سمع در برابر آن در،در اساس كلمۀ«آن»دو بار تكرار شده،كه با قلمى قريب به متن روى اولى خط كشيده شده است.