روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٢ - ترجمه
بشكستندى و اما در چاه افگندندى و آن نو را بپرستيدندى [١]و اين به حسب هوا كردندى،خداى تعالى در حق ايشان اين آيت فرستاد.
مقاتل گفت: [٢]آيت در حارث بن قيس السهمى آمد-احد المستهزءين-و او مردى بود كه معبود به هواى خود پرستيدى [٣]هر وقتى چيزى كه دلش خواستى [٤].سفيان بن عيينه گفت:عرب براى آن سنگپرست بودند كه خانۀ كعبه از سنگ بود.
حسن [٥]بن الفضل گفت:در آيت تقديم و تأخيرى هست،و تقدير آنكه،(أ فرايت من اتخذ هواه الهه)،يعنى،هواى خود [٦]به خداى خود كرده است.و هوا،شهوت باشد،و مراد مشتهى است و آنچه هوا و شهوت به او تعلق دارد.شعبى گفت:هوا را اشتقاق از هوى است،لانه يهوى بصاحبه [٧]فى النار،فكانه قال:من هوى هوى،هركه دنيا [٨]را هواى نفس دارد،در افتد در دنيا در بلا و عنا و در آخرت در دوزخ و لظى.
عبد اللّٰه عباس گفت:خداى تعالى در قرآن هيچ جاى ذكر هوا نكرد،و الا بنكوهيد آن را.و ابو امامه روايت كرد كه،رسول-عليه السلام-گفت:در زير سايۀ آسمان هيچ معبود را نپرستيدند كه خداى دشمنتر دارد از هوا.و
قال-عليه السلام -ثلث مهلكات و ثلث منجيات،فالثلاث المهلكات[٢٤٢-ر]شح مطاع و هوى متبع و اعجاب المرء بنفسه،و الثلاث المنجيات خشية اللّٰه فى السر و العلانية و العدل فى الرضا و الغضب و القصد فى الغنى [٩]و الفقر. گفت:سه چيز هلاككننده است و سه چيز رهاكننده [١٠].
اما آن سه هلاككننده [١١]:بخلى [١٢]است فرمان برده،و هوى از پى او رفته،و عجب مرد به خويشتن.و سه رهاكننده:ترس خداى است در پنهان [١٣]و آشكارا،و داد كردن است در خشم و خشنودى،و ميانۀ كارها نگاه داشتن در توانگرى [١٤]و
[١] .ما:پرستدى.
[٢] .آج،افزوده:اين.
[٣] .ما:پرستيدى.
[٤] .گا،افزوده:مىپرستيد.
[٥] .آج،ما،گا،لا:حسين.
[٦] .لا،افزوده:را.
[٧] .لا:لصاحبه.
[٨] .ما،گا:دنبال،آد:دنبال هواى نفس رود.
[٩] .ما:العنا.
[١٠] .لا:رهاننده.
[١١] .گا:كه هلاككننده است،آد:سه چيز كه هلاككننده است.
[١٢] .آج،ما:بخيلى.
[١٣] .آج،ما لا،نهان.
[١٤] .ما:تونگرى.