روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨ - ترجمه
رجل مؤمن يكتم ايمانه من آل فرعون.در نامش نيز خلاف كردند:
عبد اللّٰه عباس و بيشتر علما گفتند:نام او«خربيل» [١]بود،وهب منبه گفت:
«حزبياييل» [٢]بود.ابن اسحاق گفت:«خبرل» [٣]بود.به روايتى ديگر گفت:نام او«حبيب»بود.
گفت [٤]: أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللّٰهُ، مىبكشى مردى را كه مىگويد:
خداى من اللّٰه است؟ وَ قَدْ جٰاءَكُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ مِنْ رَبِّكُمْ، «واو»حال است،واو آمد و حجت آورد از خداى به شما،يعنى معجزات و آيات. وَ إِنْ يَكُ كٰاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ، اگر دروغ مىگويد،وبال و عقوبت آن دروغ بر او خواهد بودن،و اگر راست مىگويد،به شما برسد بعضى آنچه [٥]او وعده مىدهد شما را از عذاب.بعضى اهل [٦]معانى گفتند:«بعض»،مراد به او كل است[١٣٥-پ]يعنى،كل الذى يعدكم،چنان كه لبيد گفت:
تراك أمكنة إذا لم ارضها
أو يرتبط بعض النفوس حمامها
و اين قول ضعيف است براى آنكه مخالف ظاهر است،و استشهاد نيز ضعيف است به بيت،براى آنكه،احتراز از آن كرد تا خلف در وعدۀ موسى نبايد كه بعضى [٧]وعدۀ او برسد و بهرى نرسد.اين بر ايهام و توسع باشد نه بر حقيقت،و مراد آن باشد كه اگر خود بعضى برسد و همه نرسد،هم كفايت باشد كه در بعضى [٨]هلاك شما در است.
إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذّٰابٌ، كه خداى هدايت ندهد آن را كه او مسرف و دروغزن باشد و متعدى [٩]كه حد خود نگاه ندارد.
راوى خبر گويد كه از آن سختتر نيامد [١٠]كه رسول-عليه السلام-در طواف مىگرديد [١١]،رها كردند تا او فارغ شد،بيامدند و مجامع رداى او بگرفتند و گفتند:
تويى كه نهى مىكنى ما را ازآنكه.خدايان خود را بپرستيم و خدايان پدران ما را!
[١] .آب:جبرئيل،گا،آد:حزقيل.
[٢] .لا:حزماييل.
[٣] .آج،آد:خربل،گا:خربيل،لا:حريل
[٤] .گا،آد:اين مرد گفت.
[٥] .آج:از آنچه.
[٦] .گا:از اهل.
[٨] [٧] .آج:بهرى.
[٩] .لا:معتدى.
[١٠] .آج،گا،آد،افزوده:بر من.
[١١] .آج:طواف مىكرد،گا،آد:دعا مىكرد و طواف مىكرد.