روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧ - ترجمه
گفت قومش را:رها كنى مرا تا موسى را [١]بكشم،و او را بگويى تا خدايش را بخواند كه دعوى مىكند كه خداى آسمانها و زمينهاست تا او را نگاه دارد از ما. إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ، كه من مىترسم كه دين شما را بدل كند. أَوْ أَنْ، ابو عمرو خواند و مدنيان و شاميان:«و ان»،بى«الف»به واو عطف.چنان كه خوف واقع باشد بر هر دو.در مصاحف اهل شام،«الف»نيست،و كوفيان و بعضى بصريان، «أو أن»خواندند،چنان كه خوف واقع باشد على احدهما.
مدنيان و بصريان خواندند:«يظهر»به فتح«يا»و«ها»و رفع دال از«فساد»به اسناد الفعل اليه من الظهور يا [٢]در زمين فساد پديد آيد بر فعل لازم.و حمزه و كسائى [١٣٥-ر]و ابو عمرو و يعقوب و ابو جعفر و حفص عن عاصم خواندند:«يظهر»،به ضم «يا»و كسر«ها»و نصب«دال»على انه مفعول به من الاظهار،بر فعل متعدى.يا [٣]در زمين فساد آشكارا بكند [٤].
موسى-عليه السلام-چون بشنيد كه او را تهديد به قتل مىكنند،پناه با خداى داد، گفت: إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لاٰ يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسٰابِ، پناه با خداى من و خداى شما مىدهم از هر متكبرى كه ايمان ندارد به روز قيامت.
وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمٰانَهُ [٥]، گفت مردى مؤمن از آل فرعون كه ايمان پنهان داشتى.در اين مرد مؤمن خلاف كردند:
بعضى گفتند:مردى بود از آل فرعون،مؤمن و به موسى ايمان آورده بود پنهان [٦]فرعون و قومش.سدى و مقاتل گفتند:مؤمن آل فرعون آن است كه خداى حكايت كرد از او كه،او موسى را خبر داد كه تو را بخواهند كشتن،چون او قبطى را بكشت، فى قوله: وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعىٰ [٧]-الآية.بعضى ديگر گفت [٨]:مرد [٩]اسرائيلى بود،و در آيت بر اين تأويل،تقديم و تأخيرى است و تقدير آنكه:و قال
[١] .اساس:با خطى متفاوت از متن،«را»افزوده شده است.
[٢] .آج،لا:تا.
[٣] .گا،لا:تا.
[٤] .گا،لا:نكند،آد:كند
[٥] .اساس:امانه،با توجه به قرآن مجيد و ديگر نسخهها تصحيح شد.
[٦] .«پ»اساس نقطه ندارد،بنابراين«به نهان»نيز مىتواند خواند.
[٧] .سورۀ قصص(٢٨)آيه ٢٠.اساس:و جاء من أقصى- المدينة رجل يسعى،كه مربوط به جايى ديگر است.
[٨] .گا،لا،آد:گفتند.
[٩] .گا:مراد.