روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٩ - ترجمه
است:اول پشيمانى بر گناه گذشته،و قضا كردن فرائض را،و رد مظالم با خداوندانش،و نفس را در طاعت گداختن چنان كه پرورده باشى در معصيت،و نفس را تلخى طاعت بچشانيدن پس ازآنكه او را حلاوت معصيت بچشانيده باشى، و گريستن از ترس خداى بدل [١]آنكه خنديده باشى.
محمد بن على الترمذي گفت:ابو بكر وراق را گفتند كه:بنده كى تايب باشد؟ گفت:اذا رجع الى اللّٰه فراقبه [٢]و استحياه و خاف نقمته فيما عصاه،و التجأ الى رحمته فرجاه،و ذكر حلمه فى سره [٣]فابكاه،و ندم على كل مكروه اتاه،و شكر ربه [٤]على ما هداه،و فهم عن اللّٰه وعظه فوعاه،و حفظ عهده فيما ارضاه [٥].
سرى السقطى را گفتند:توبه چه باشد [٦]؟گفت:صدق العزيمة على ترك الذنوب و الانابة بالقلب الى علام الغيوب و الندامة على ما فرط من العيوب،و مسئلة ثبات [٧]القلب على التوبة من مقلب [٨]القلوب.
يحيى معاذ را گفتند:تايب چه [٩]باشد؟گفت:آنكه برنايى و شهوت بر سر خود زند و بشكند و دنيا بر سر شيطان زند و پست كند و خويشتن در زندان مخالفت هواى نفس بازدارد [١٨٨-ر]و عهد كند كه بيرون نيايد تا مرگش بيرون نيارد [١٠]سهل بن عبد اللّٰه را پرسيدند كه توبه چه باشد؟گفت:انتقال باشد از احوال مذمومه باحوال [١١]محموده.ابو الحسن بوشنجى را گفتند:تايب كه باشد؟گفت:آنكه [١٢]معصيت ياد آرد [١٣]،حلاوت او در دل نيابد [١٤].رويم گفت:توبه،آن باشد كه مرد ترك معاصى كند به فعل و نيت،و اقبال كند بر طاعت به فعل و نيت.جنيد را گفتند:تايب كه باشد؟گفت:هركه [١٥]توبه كند از هرچه جز اوست.
شاه كرمانى گفت:دنيا رها كن تا تايب باشى و مخالفت هوا كن تا به رضاى وى برسى.
[١] .لا:پس از.
[٢] .آج:و راقبه.
[٣] .لا:سيره.
[٤] .ما:به.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:اوصاه.
[٦] .اساس،آب:جبا شد.
[٧] .آب:ثياب.
[٨] .گا:علام.
[٩] .آب،ما،گا،لا،آد كه.
[١٠] .گا:آرد.
[١١] .لا:با احوال.
[١٢] .گا،لا،آد،افزوده:چون.
[١٣] .آج،ما:ياد دارد.
[١٤] .گا،آد:نيارد.
[١٥] .گا،آد:آنكه.