روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٥
و هدى باشد،بىضلالت،و عدل باشد،بىجور،و امن باشد،بىخوف.چنان كه گفت: ...وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضىٰ لَهُمْ [١]-الآية.
وَ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً ،«با»زياد[ت است] [٢]و المعنى:و كفى الله شهيدا[و نصب شهيدا] [٣]بر تمييز است.گفت:خداى بس گواه بر اين گفتار.
آنگه گفت: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ ،محمد پيغامبر خداى است،[جملهاى باشد از مبتدا و خبر] [٤]اين جا كلام تمام شد. وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَى الْكُفّٰارِ ،مبتدا و خبرى ديگر است،و آنان كه با وىاند سختاناند بر كافران رحيمان[اند] [٥]ميان ايشان.يعنى،با يكديگر،نظيره قوله: أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكٰافِرِينَ [٦]،و اشداء جمع شديد باشد،كسخى و اسخياء و قوى و اقوياء،و رحماء جمع رحيم، كقرين و قرناء و ظريف و طرفاء. تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً ،ايشان را گاه راكع بينى،گاه ساجد [٧]،او [٨]بعضى را راكع بينى و بعضى را ساجد. يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً ، طلب فضل خداى مىكنند،يعنى ثواب بهشت و رضاى خداى تعالى. سِيمٰاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ ،اى،علامتهم.و در او دو لغت است:سيما مقصور و سيمياء [٩]ممدود.و قال[الشاعر] [١٠]:
ترى سيمياء المجد منه تلوح
گفت:علامت ايشان بر رويهاى ايشان بينى از اثر سجده.
خلاف كردند در اين سيما و علامت كه چه باشد [١١]،و در دنيا باشد يا در آخرت:
خلاف كردند در اين سيما و علامت كه چه باشد [١٢]،و در دنيا باشد يا در آخرت:
عوفى گفت از عبد الله عباس كه:نورى باشد كه از رويهاى ايشان مىتابد روز قيامت كه به آن بدانند كه ايشان اهل سجود بودهاند در دنيا:عطا بن ابى رياح [١٣]گفت:رويهاى ايشان سپيد باشد روز قيامت و روشن ازآنكه در دنيا نماز كرده باشند.شهر بن حوشب گفت:جاى سجدۀ ايشان از رويشان مانندۀ [١٤]ماه بود در شب بدر.[٣٠٨-پ]حسن بصرى گفت:اثر خشوع و تواضع خواست،و اين روايت والبى
[١] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٥٥.
[٥] [٢] .در نسخۀ اساس محو شده و قابل قرائت نيست،از آج افزوده شد.
[٤] [٣] .در اساس با خط ديگرى افزوده شده است.
[٦] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٥٤.
[٧] .ما،افزوده:بينى.
[٨] .گا،لا،آد:يا.
[٩] .آج،ما،گا،لا،آد:سيماء.
[١٠] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ گا،افزوده شد.
[١٢] [١١] .گا،آد،افزوده:و كى باشد.
[١٣] .لا:ابى رباح.
[١٤] .ما:چون،لا:مانند.