روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٤
وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فٰاعِلٌ ذٰلِكَ غَداً، إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ [١]... ،قولى ديگر آن است كه:«ان»به معنى «اذ»است،چنان كه گفت: ...وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ [٢].
ابو القاسم بلخى گفت:مشيت به معنى امر است براى مناسبتى كه ميان امر و مشيت هست كه مشيت مؤثر است در امر [٣]آمر،و التقدير:ان امركم الله.قولى ديگر آن است كه:لتدخلن المسجد الحرام،آن [٤]قول رسول است-عليه السلام-پس شرط مشيت رسول كرد-عليه السلام-بر [٥]خداى.
و قوله: آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ[رُؤُسَكُمْ] [٦]وَ مُقَصِّرِينَ ،نصب است بر حال و براى آن محلقين [٧]گفت كه تا مبالغت كنند در حلق [٨].و اما تقصير در شرع عبارت است ازآنكه بعضى از موى سر و اندكى از موى محاسن بگيرد [٩]،عند الاحلال فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا ، خداى آن داند كه شما ندانى از مصالح كارها در باب تقديم و تأخير و تعجيل و تأجيل. فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِكَ ،اى قبل فتح مكه،كرد پيش از فتح مكه فتح [١٠]نزديك،و آن فتح حديبيه بود،و گفتند فتح خيبر.
راويان اخبار روايت كردند كه:در صلح حديبيه چندانى مصلحت بود كه جز خداى نداند براى آنكه چون صلح پديد آمد،مسلمانان با مشركان هم سخن شدند و در مناظره آمدند با هيچ عاقل متميز سخن نگفتند و الا در اسلام آمد[ند] [١١]،تا به آن دو سال چندانى مشركان در اسلام آمدند كه به همه مدت مثل آن نيامده بودند.
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ،گفت:او آن خداى است كه بفرستاد رسولش را به مسلمانى و دين خداى تعالى تا ظاهر گرداند آن دين را و مظفر بر همه دينها.گفتند:به حجت و برهان خواست[٣٠٨-ر]نه به قهر و غلبت.و از صادق [١٢]-عليه السلام-روايت كردند كه:تأويل اين آيت هنوز پيدا نشد [١٣]و پيدا نشود مگر در روزگار مهدى-عليه السلام-كه همه جهان اسلام باشد،بلا كفر،
[١] .سورۀ كهف(١٨)آيات ٢٣ و ٢٤.
[٢] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٣٩،آج،افزوده:اى اذا كنتم مؤمنين،ما،لا،آد:اى اذ كنتم مؤمنين.
[٣] .اساس:امرى،به قياس با نسخۀ گا،تصحيح شد.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:از.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:نه.
[٦] .اساس:ندارد،به قياس با قرآن مجيد و نسخۀ آج،افزوده شد.
[٧] .ما،گا،لا،آد:تحليق.
[٨] .گا،آد،افزوده:كه بناى تفعيل مبالغه را باشد.
[٩] .گا،آد:بگيرند.
[١٠] .آج،ما،گا،لا،آد:فتحى.
[١١] .اساس:ندارد،از ما،افزوده شد.
[١٢] .آج:امام جعفر صادق.
[١٣] .ما،گا،آد:نشده.