روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٧
انبت حوله فروعا و سنابل اخر.[٣٠٩-ر]قال الشاعر:
اخرج الشطأ على وجه الثرى
و من الأشجار افنان الثمر
فَآزَرَهُ
، [١]قواه و يكون آزرا له،يار او شود و او را قوى دارد، فَاسْتَغْلَظَ ،سطبر [٢]شود. فَاسْتَوىٰ عَلىٰ سُوقِهِ ،بر ساقهاى خود راست بايستد. يُعْجِبُ الزُّرّٰاعَ ،به جايى رسد به حسن و نضارت كه برزگران را به عجب آرد.و اين مثلى است كه خداى تعالى بزد رسول را و اصحاب او را به زرعى كه اول تژه بزند [٣]يكشاخ باشد و آن اصل او بود كه از ميان دانه بيرون آيد.آنگه پيرامن او شاخهها و برگها برآيد،آنگه آن نيز خوشهها برآرد پيرامن آن اصل درآيند او را قوى دارند و راست دارند.هم چونين [٤]اصحاب [٥]محمد-صلى الله عليه و آله- [٦]پيرامن او جان و مال به فداى او كرده با آن شاخهها و برگها مانند كه زرع را قوى دارند [٧]،در پيش او جهاد مىكنند و از او ذب نمىكنند [٨]تا قوى شود و راست گردد چنان كه هركه بنگرد به عجب [٩]آيد كه كودكى بازماند بىمادر و بىپدر يتيم،ابو طالب او را در حجر [١٠]خود گيرند [١١]خداى تعالى كار به اين جا رساند به تربيت [١٢]كه همه عالم از او عاجز آيند و در او بشگفت فرومانند و كافران بخشم آيند.
و در كفار دو قول است:يكى آنكه زراعاند [١٣].و عرب برزگر [١٤]را كافر خواند [١٥]، براى آنكه دانه در زمين بپوشاند.و الكفر،الستر،قال:
في ليلة كفر النجوم غمامها
[١٦]
و قول ديگر آنكه:مراد كافراناند،يعنى،خداى تعالى كار رسول-عليه السلام-
[١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:اى.
[٢] .ما،لا،آد:ستبر.
[٣] .گا،آد:تژكه بزند.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:همچنين.
[٥] .ما،لا:صحابه.
[٦] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:و اهل بيت.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:دارد.
[٨] .آج،ما،لا،آد:مىكنند.
[٩] .آج:تعجب آرد،ما:تعجب آيد.
[١٠] .آج:حجره،گا،آد:كنار.
[١١] .آج،ما،گا،لا،آد:گيرد.
[١٢] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:و تقويت.
[١٣] .ما،گا،لا،آد:كافراناند و اين قول بهتر است،دوم آنكه،زراعاند.
[١٤] .گا،آد:برزيگر.
[١٥] .ما،گا،لا،آد،افزوده:و اين قول ضعيف است،براى تكرار،دگر آنكه اعجاب زراع را مرجع با زرع است و غيظ كفار را مرجع با كار رسول است،چه زراع را با كار رسول نسبتى نيست،تا از او بخشم آيند،پس بر ظاهر حمل كردن اولىتر بود.
[١٦] .آج:غمامه.