روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
منازل و در سعت و ضيق روزى.آنگه وجه حسن آن بازگفت: لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا ،تا بهرى،بهرى را مسخر كنند و استعباد و استخدام كنند.قديم تعالى وجه حسن تفاوت ارزاق بازگفت زيادت بر مصلحت و رفع مفسدت.گفت:وجهى ديگر آن است تا بهرى مسخر بهرى شوند و خلقان محتاج يكديگر شوند [١]،درويش محتاج باشد به مال توانگر [٢]و توانگر [٣]محتاج باشد به عمل درويش تا هيچ [٤]از حاجت و افتقار و نياز خالى نباشند تا بدانند كه بندگان مسخر و مذللاند مدبر و مقدر [٥]،ايشان را اختيارى كه كار خداى است نرسد،و اين معنى قول قتاده است و سدى و ابن زيد.
و اما قول آنكس كه[٢٠٨-پ]گفت:تا بهرى را سخريت و فسوس [٦]گيرند، قولى نامعتمد است و اگر خواهند كه تأويل كنند آن را هم ممكن باشد بر آنكه [٧]«لام»را به لام عاقبت شرح دهند [٨]يا گويند:كلام را [٩]موردش مورد استفهام است بر وجه تقريع و انكار،ما اين براى سخريت كرديم تا توانگر [١٠]بر درويش و قوى بر ضعيف و سيد بر مولى و سلطان بر رعيت فسوس دارند،يعنى نه براى اين كرديم [١١]. وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمّٰا يَجْمَعُونَ ،آنگه گفت:رحمت خداى تعالى [١٢]و منافع او در بهشت بهتر است از آنچه اين كافران جمع مىكنند از حطام دنيا.
وَ لَوْ لاٰ أَنْ يَكُونَ النّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً ،آنگه حقتعالى گفت:اگر نه آنستى كه مردم يك امت و يك فرقت و يك ملت شوند،يعنى جمله كافر شوند.اين قول عامۀ مفسران است.
ابن زيد گفت:امة واحدة فى طلب الدنيا و الحرص على حطامها.اگر نه آنستى كه مردم دنيا جوى شوند و دنيا دوست گيرند، لَجَعَلْنٰا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ،كردمانى آنان را كه به خداى كافر شوند خانههاى ايشان را سقفها [١٣]
[١] .گا:به يكديگر محتاج شوند.
[١٠] [٣] [٢] .ما:تونگر.
[٤] .آج،ما:هيچكدام،گا،آد:هيچيك.
[٥] .لا:مدبر مقدر را،و.
[٦] .لا:افسوس.
[٧] .ما:و.
[٨] .آج،ما،گا،افزوده:و آن خبر باشد از عاقبت كار ايشان بر وجه معجز.
[٩] .آج،ما،گا،لا،آد:يا كلام را گويند.
[١١] .آج،ما،گا،افزوده:و اين بر سبيل نهى و تحذير باشد از سخريت.
[١٢] .آج،ما،گا،لا،آد:تو.
[١٣] .آج،ما،گا،لا،آد:سقفهاى.