فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - میزگرد ابوطالب تجليل
فكتب لك الدراهم الاولى.» (١٣)
اين روايت نيز همانند روايت قبل دلالت بر مثلى بودن دراهم مىكند.
با اين نگاه، تعارض اين دو دسته از روايات مشكل مىگردد. بنده ابتدا به تحليل آخرين روايت (صحيحه يونس) مىپردازم و سپس در پرتو همين تحليل به توضيح صحيحه صفوان مىپردازم.
در صحيحه يونس دو نكته آمده است كه قابل توجّه است:
نكته اوّل : «و جاء بدراهم أعلى من تلك الدراهم و لها اليوم وضيعة»يونس به امام(ع) مىگويد كه دراهم جديدى كه سلطان رايج كرده، اعلى از دراهم قبلى است كه از رواج افتاده، و حتما مقصود اين است كه كميت نقرهاى كه دراهم جديد به كار رفته، بيشتر است و كلمه «اعلى» نمىتواند معناى ديگرى داشته باشد.
نكته دوم:در عبارت «لها اليوم وضيعة»ضمير «ولها»حتماً بايد به دراهم اوّل كه رواج افتاده برگردد، و معنى ندارد كه بگوئيم به دراهم رايج جديد بر مىگردد؛ چون فرض اين بود كه دراهم جديد از لحاظ وزن سنگينتر از دراهم قبلى است، پس ممكن نيست بگوئيم كه در عين حال دراهم رايج جديد وضيعه (كاستى وزن) دارد. بنا بر اين، بايد مقصود از دراهمى كه كاستى دارد دراهم قبلى باشد.
با ملاحظه اين دو نكته، علت اينكه امام(ع) دستور مىدهد كه همان دراهم اولى را پس بگيرد، واضح مىشود: چون كميّت نقرهاى كه در دراهم جديد به كار رفته، بيشتر است، بنا بر اين، امام(ع) به او دستور مىدهد كه همان دراهم قبلى را كه وزن كمترى داشته بايد مطالعه كند و نمىتواند غير از آن را از طرف دوم درخواست كند. با اين تحليل از صحيحه يونس، مىتوانيم بگوييم:
كه مورد سؤال معاويه بن سعيد در صحيحه صفوان همين مورد يا مورد مشابهى بوده است كه امام (عليه السلام) دستور مىدهد كه همان دراهم اولى را پس بگيرد؛ يعنى صحيحه يونس را قرينه براى توجيه صحيحه صفوان قرار مىدهيم.
حدس مىزنم كه هر دو شخص معاويه بن سعيد و يونس از امام(ع) در مورد يك قضيه خارجيه سؤال مىكنند كه خصوصيات اين قضيه خارجيه، در صحيحه يونس
(١٣)همان، ح٢.