فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١ - میزگرد ابوطالب تجليل
و هر دو معنى در مورد پول صدق مىكند. ابتداء لازم است به طور مختصر معناى «مثلى» و «قيمى» را توضيح دهيم تا بتوانيم به طور مستدل به سؤال شما پاسخ دهيم.
از اين دو اصطلاح در لسان أدلّه و نصوص اثرى نيست؛ بلكه در معاقد اجماع فقها نيز اثرى از اين دو اصطلاح نمىبينيم؛ ولى در لسان فقها از متقدمين و متأخرين اين دو اصطلاح زياد به چشم مىخورد.
به نظر اين جانب، بهترين تعريف مثلى و قيمى همان است كه جناب شيخ انصارى (رضوان اللّه عليه) در مكاسب از مشهور فقها نقل كردهاند. ايشان مىفرمايند:
«و قد اختلفت كلمات أصحابنا فى تعريف المثلى؛ فالشيخ و ابن زهرة و ابن إدريس و المحقق و تلميذه و العلامة و غيره (قدس اللّه أسرارهم) بل المشهور، على ما حكى أنّه ما يتساوى أجزاؤه من حيث القيمة.»
سپس شيخ اعظم (قدس اللّه سره) درباره اين تعريف دو توضيح مىدهد يكى آنكه «المراد بأجزائه ما يصدق عليه اسم الحقيقه.» يعنى مراد از جزء جزئى است در مقابل كلى نه جزء در مقابل كل ديگر آنكه درباره «ما يتساوى أجزاؤه من حيث القيمة» توضيح مىهد كه (المراد بتساويها من حيث القيمة تساويها بالنسبة، بمعنى كون بعض بالنسبة إلى قيمة بعض الآخر) يعنى هميشه نسبت قيمتها، مساوى نسبت اجزاء آن كالا است، مثلاً اگر قيمت مقدارى از گندم صد تومان باشد و قيمت مقدار ديگرى پنجاه تومان باشد، - يعنى قيمت آن٢/١ قيمت مقدار اوّل باشد - نسبت دو مقدار با يكديگر نيز بايد نسبت٢/١ و١/٢ باشد. پس اگر وزن مقدار اوّل دو كيلوگرم است، وزن مقدار دوم بايد يك كيلوگرم باشد.
اين تعريفى است كه جناب شيخ (رحمه اللّه) از مشهور درباره «مثلى» نقل مىكند، و به نظر بنده تعريف خوبى است.
از اين تعريف معلوم مىشود كه «قيمى» آن است كه افراد (جزئيات) آن به لحاظ صفاتى كه مورد رغبت مردم است، متساوى القيمه نباشند؛ يعنى فى المثل اگر يك نگين عقيق هزار تومان باشد، لازم نيست كه عقيقى ديگر كه به همان حجم باشد