اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٩٤ - آشوبى نطنزى
آموخت.[١] ابن فورک در ادب، کلام و نحو و خطابه، مهارت بسزایی داشت. چندی در بصره و بغداد و شیراز به تدریس مشغول بود. سپس به ری رفت، و چون در مذهب اشعری سخت متعصّب بود، مخالفین اشعری به مخالفت او برخاسته، و او را آزار کردند؛ لذا او به نیشابور رفته، ابوالحسن محمّد بن ابراهیم سیمجور (م ٣٧٧ق) حاکم خراسان برای او مدرسه ای ساخت.[٢]
وی چندی در نیشابور به تدریس پرداخت، و سپس به دعوت سلطان محمود غزنوی برای مناظره با بزرگان فرقه کرامیّه به غزنه رفت، و بر کرامیّه پیروز شد؛ امّا در بازگشت به نیشابور، وفات یافت، و گفته شد که کرامیّه، او را مسموم ساخته اند.[٣]پس از وفات او در سال ٤٠٦ق پیکرش را به نیشابور برده، در محلّه حیره دفن کردند.[٤] ابوبکر بیهقی، ابوالقاسم قشیری و ابوبکر احمد بن علیّ بن خلف از شاگردان او هستند.[٥] تعداد تألیفاتش را در اصول دین و فقه و معانی قرآن، حدود یک صد جلد نوشته اند که از آن جمله است: ١. اسماء الرّجال ٢. الاملاء فی الایضاح، نسخه خطّی آن در واتیکان موجود است ٤. حلّ الآیات المتشابهات، در کتابخانه عاطف در استانبول وجود دارد. ٥. رساله فی علم التّوحید ٦. الحدود، در اصول ٧. غریب القرآن، در کتابخانه سلیم آغا اسکیدار در استانبول موجود است[٦] ٨. مشکل الحدیث و غریبه، که در حیدرآباد هند به طبع رسیده است[٧] ٩. طبقات المتکلّمین[٨].
ابن فورک، هیثم
هیثم بن فورک جرواآنی، از محدّثین اصفهان است. گروهی از محدّثین از وی روایت
[١] فرهنگ نامه پارسی، ج١، صص٦١٥ ٦١٦.
[٢] رساله قشیریّه، ترجمه فارسی، ص٢٦.
[٣] دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.
[٤] ریحانه الادب، ج٨، صص١٤٢ ١٤٣.
[٥] تاریخ نیسابور، ص٧.
[٦] الاعلام، ج٦، ص٨٣.
[٧] دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.
[٨] مرآه الجنان، ج٢، ص٣٠٤؛ و نیز: الکنی و الالقاب، ج١، ص٣٨٠؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، صص١٢٨ ١٢٩.