اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٢٦١ - آشوبى نطنزى
نصیرالدّوله شیرازی بقعه ای بر مزار او بنا کردند.[١] میرزا ابوالقاسم در مادّه تاریخ او گوید:
طرب از حزن پی سال وفاتش بنوشت: «بولحسن جلوه کنان شد سوی فردوس برین»[٢]
کتابخانه ای مفصّل داشته که پس از فوت، به خواهرزاده اش حاج میرزا محمّد بن حاج میرزا تقی رسیده، و او، آن ها را به کتابخانه مجلس فروخته است.[٣] وی را تألیفاتی است از آن جمله: ١. اثبات حرکت جوهریّه، مطبوع ٢. رساله ای در ترکیب و احکام آن ٣. تصحیح مثنوی مولوی، مطبوع ٤. حاشیه بر اسفار ٥. حواشی بر فصوص الحکم ٦. حواشی بر مبدأ و معاد ملاّصدرا، مطبوع ٧. ربط الحادث بالقدیم، مطبوع، در حاشیه شرح هدایه الاثیریّه ملاّصدرا ٨. رساله در وجود و اقسام آن ٩. دیوان اشعار، مطبوع ١٠. شرح حال مجمر، مطبوع در دیوان خودش ١١. شرح حال خودش، مطبوع در نامه دانشوران.[٤]
این شعر از او است:
چون شد که در این غمکده یک هم نفسی نیست از هم نفسان بگذر و از اصل کسی نیست
بازار جهان جمله جزابین و مکافات عاقل به چه سان گفت که آن جا عسسی نیست
جز رفتن از این مرحله با مژده رحمت داناست خدا، در دل «جلوه» هوسی نیست[٥]
[١] طرائق الحقائق، ج٣، صص٥٠٧ ٥٠٨.
[٢] ادبیّات معاصر، ص٣٩.
[٣] آتشکده اردستان، ج٢، ص٣٣٤.
[٤] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص١٦٠؛ نقباءالبشر، ج١، ص٤٢؛ الذّریعه، ج٢٥، ص٣٩.
[٥] ریحانه الادب، ج١، ص٤١٩ ٤٢٠ و بنگرید به: جغرافیای اصفهان، ص٦٩؛ شمس التّواریخ، ص٣٣؛ فرهنگ معین، ج٥، ص٤٣١؛ الکنی و الالقاب، ج١، ص٤٧؛ تاریخ نایین، ج١، ص١٦٧ ١٧٢؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفا، صص٤٦٧ ٤٩١.