اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥٠٥ - آقا احمد نقّاش اصفهانى
منتقل شدند، و او در این شهر متولّد گردید، و هم در این شهر و ظاهرا نجف اشرف تحصیل نمود، و در فنون ادب و حکمت و ریاضی و منطق، استاد مسلّم زمان خود بود، و از زمره شعرایی است که در انجمن ادبی مشتاق شرکت داشت، و در برگشت سبک ادبی، حقّی مسلم دارد.[١] وی در زبان عربی و فارسی، در نهایت استادی شعر می گفت، و ترجیح بند عرفانی او] با مطلع:
ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت هم این و هم آن
از شاهکارهای شعر فارسی است، دیوانش مکرّر به طبع رسیده.[٢] در اواخر عمر، در کاشان ساکن شد، و در بین شعرا با آذر بیگدلی و صباحی کاشانی مأنوس و محشور بود، و این سه شاعر، عمری را به خوشی در کنار هم گذرانیدند. یک سال هر سه در اصفهان خدمت آذر، و سالی در کاشان، منزل صباحی و سومین سال در قم در منزل هاتف بوده اند. سرانجام، آذر در سال ١١٩٥ در اصفهان، و صاحب عنوان در ١١٩٨ در قم، و صباحی در ١٢٠٧ در کاشان وفات یافت.[٣] هاتف را دختری است بیگم نام که رشحه تخلّص دارد، و پسری به نام سیّدمحمّد ملقّب به مجتهدالشّعراء و متخلّص به سحاب، شاعر ادیب. [مادّه تاریخ وفات هاتف را صباحی چنین سروده است:
به آیین وفا گفتا صباحی بهر تاریخش: «که یارب منزل هاتف بگلزار جنان بادا»
١١٩٨[٤]]
سیّداحمد یزدی
آقاسید احمد یزدی، عالم عامل و عارف کامل، در سال ١٢٢٨ق متولّد و در اصفهان ساکن بود، و در ٢ جمادی الاوّل ١٣٢٣ق وفات یافت، و در تکیه آقامحمّد بیدآبادی مدفون شد[٥].
احمدرضا طلایی
احمدرضا غفورزاده ورنوسفادرانی متخلّص به «طلایی» فرزند عبّاس، شاعر و
[١] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، صص٩٩٣ ٩٩٤.
[٢] الذّریعه، ج٩، ص١٢٨٣.
[٣] ریحانه الادب، ج٦، صص٣٤٤ ٣٤٥؛ اصفهان (کتاب جوانان)، ص٢٤٤.
[٤] طرائق الحقائق، ج٣، ص٢٢٠ و نیز رجوع کنید به: تاریخ ادبیّات ایران، شفق، صص٥٧٩ ٥٨٠؛ مجمع الفصحاء، صص١١٧٥ ١١٨٤؛ نگارستان دارا، ج١، صص٢٧٧ ٢٧٨؛ تذکره انجمن خاقان، صص٦٤٤ ٦٦١.
[٥] آیینه دانشوران، ج١، ص٣٥؛ نقباء البشر، ج١، ص٨٧؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص١٩٨؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٢٢٩؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص٤٤؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج١، ص٧٦.