فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٨ - عبدالرحمان بن عوف
عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله است. وى در غزوه بدر، در شمار مشركان عليه پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه در آنجا اسير و سپس مسلمان شد. [١] برخى مفسّران، آيه ٢٧٨ بقره (٢) را مربوط به آن دانستهاند كه وى در جاهليّت از جمله رباخواران بود و آيه ياد شده ضمن برحذر داشتن وى از رباخوارى، مؤمنان را نيز از اين عمل منع نموده است. [٢] نيز برخى مفسّران، آيه ١٩ توبه (٩) را درباره مفاخره عبّاس با طلحه دانستهاند كه وى به سقايت حاجيان افتخار مىكرد و طلحه به كليددارى كعبه، و در اين ميان امام على عليه السلام به ايمان و جهاد خود افتخار مىكرد و با نزول آيه مزبور، ايمان و جهاد، از سقايت حاجيان و كليددارى كعبه برتر دانسته شد. [٣]
عبد
--) بردگى
عبدالرّحمان بن ابىبكر
عبدالرّحمان بن ابىبكر (فرزند خليفه اوّل) ابتدا از مشركان و از شركتكنندگان در جنگ بدر عليه پيامبر صلى الله عليه و آله بود. وى در حديبيّه اسلام آورد و در جنگ جمل، همراه خواهرش، عايشه عليه على عليه السلام شركت داشت. [٤] برخى مفسّران، آيه ١٧ احقاف (٤٦) را درباره وى دانستهاند كه ضمن اهانت به پدر و مادر خود، منكر معاد بود و آن را اسطوره مىدانست. [٥] نيز نزول آيه ٧١ انعام (٦) در پى آن دانسته شد كه وى پدرش را به عبادت بتها دعوت مىكرد. [٦]
عبدالرّحمان بن عوف
عبدالرّحمان بن عوف از تيره بنىزهره و از سابقان در اسلام و مهاجران اوليّه به حبشه بود. وى از جمله بدريّون [٧] و از شوراى شش نفره تعيين خليفه پس از عمر بود. [٨] برخى مفسّران، آيه ٧٧ نساء (٤) را درباره شمارى از مسلمانان، از جمله عبدالرّحمان دانستهاند كه بر تشريع نشدن جهاد و قتال اعتراض داشتند، ولى پس از تشريع جهاد بر آن اعتراض نموده و خواهان تأخير بودند. [٩] نيز مقصود از «مطّوّعين» در آيه ٧٩ توبه (٩) وى دانسته شده است كه مورد استهزا و تمسخر ديگران قرار مىگرفتند. [١٠] همچنين آيه ٤٣
[١] . السّيرة النبويّه، ج ٢، ص ٦٢٨؛ الاستيعاب، ج ٢، ص ٣٥٨-/ ٣٥٩
[٢] . جامعالبيان، ج ٣، جزء ٣، ص ١٤٦؛ مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٦٧٣-/ ٦٧٤
[٣] . جامعالبيان، ج ٦، جزء ١٠، ص ١٢٤؛ مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٢٣
[٤] . السّيرة النّبويّه، ابنهشام، ج ٢، ص ٦٣٨-/ ٦٣٩؛ الاستيعاب، ج ٢، ص ٣٦٨
[٥] . الكشاف، ج ٤، ص ٣٠٣؛ مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ١٣٢؛ النّكت و العيون، ماوردى، ج ٥، ص ٢٧٩
[٦] . روحالمعانى، ج ٥، جزء ٧، ص ٢٧٣؛ تفسير التحرير والتنوير، ج ٤، جزء ٧، ص ٢٩٩
[٧] . السّيرة النّبويّه، ابنهشام، ج ١، ص ٢٥١ (حاشيه) و ٣٢٢؛ الاستيعاب، ج ٣٨٦-/ ٣٨٧
[٨] . الاستيعاب، ج ٢، ص ٣٨٦-/ ٣٨٨
[٩] . مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ١١٩؛ روحالمعانى، ج ٤، جزء ٥، ص ١٢٥
[١٠] . مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٨٤؛ الكشّاف، ج ٢، ص ٢٩٣