فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٥٧ - عروة بن مسعود ثقفى
عُرَينيون/ قبيله
عُرينه نام قبيلهاى از عرب بود. [١] مفسّران و محدّثان، آيه ٣٣ مائده (٥) را درباره گروهى از افراد اين قبيله دانستهاند كه دست به قتل و سرقت زدند، [٢] فرستاده و شتربان پيامبر را مُثله كرده، شتران را غارت كردند.
پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن دستگيرى آنان، حكم محاربه را درباره آنان اجرا كرد. [٣]
عروس
عروس، زنى كه تازه زناشويى كرده است؛ در عربى به مردى نيز كه تازه زناشويى كرده، اطلاق مىشود؛ زن پسر شخص؛ هر چيز زيبا و آراسته. [٤] در اين مدخل معناى «زن پسر شخص» مقصود است و از واژههاى «حلائل أبناءكم» و «أزواج أدعيائهم» استفاده شده است.
ازدواج با عروس
١. حرمت ازدواج مرد با عروس خود:
حُرِّمَتْ ... وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ ....
نساء (٤) ٢٣
٢. تلقّى ازدواج با همسر پسرخوانده، همانند ازدواج با عروس خود، در جاهليّت:
... فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً ... [٥]
احزاب (٣٣) ٣٧
٣. درست نبودن تلقّى ازدواج با همسر پسرخوانده، در احكام ازدواج با عروس خود در اسلام:
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا.
احزاب (٣٣) ٣٧
عروة بن مسعود ثقفى
عروة بن مسعود بن معتّب ثقفى از افراد سرشناس و مشهور طائف بود. وى در سفرى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به اين شهر داشت به دين اسلام مشرّف شد و به دست قومش چون صاحب يس به شهادت رسيد. [٦] برخى
[١] . معجمالبلدان، ج ٤، ص ١١٥، «عُرنيه»
[٢] . جامعالبيان، ج ٦، جزء ٤، ص ٢٨٠ و ٢٨٢؛ مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٢٩١
[٣] . بحارالانوار، ج ٢٠، ص ٣٠٤
[٤] . فرهنگ فارسى، ج ٢، ص ٢٢٩٥، «عروس»
[٥] . «زيد» پسرخوانده پيامبراكرم بود. در جاهليّت چنين تصوّر مىشد كه پسرخوانده در تمامى احكام و قوانين در حكم پسر است، فلذا ازدواج با زن پسرخوانده، حتّى پس از طلاق را نيز جايز نمىدانستند. اين آيه نازل شد و تمامى احكام جاهليّت را برداشت. (مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٥٦٥-/ ٥٦٦)
[٦] . الاستيعاب، ج ٣، ص ١٧٦؛ الاصابه، ج ٤، ص ٤٠٦-/ ٤٠٧