فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٠٧ - امامت
ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
اعراف (٧) ١٠٣ و ١٠٦ و ١٠٧
وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ قَوْمَ فِرْعَوْنَ ... قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ.
شعراء (٢٦) ١٠ و ١١ و ٣٠ و ٣٢
عصاى سليمان (عليهالسّلام)
--) عصا
عصاى موسى (عليهالسّلام)
--) عصا
عصمت
عصمت، در لغت به معناى منع [١] و دفع شر و بدى از انسان از ناحيه خداوند است [٢] و در اصطلاح، علم نافع و حكمت بالغهاى است كه انسان را از وقوع در مهالك رذايل و آلودگى به پليدى معاصى دور و از هرگونه ضلالت و خطا حفظ مىكند، بنابراين عصمت مانند شجاعت و عفّت و سخاوت صورت علميه راسخه و ملكه نفسانيهاى است كه صاحب خويش را از ارتكاب عملى كه جايز نيست چه گناه و يا خطا، نگه مىدارد [٣] و آن بر سه قسم است: ١. عصمت از خطا در تلقى وحى؛ ٢. عصمت از خطا در تبليغ و رسالت؛ ٣. عصمت از معصيت، يعنى آنچه كه هتك حرمت عبوديت و مخالفت مولوى باشد؛ و برگشت آن بالاخره به گفتار و كردارى است كه منافى عبوديّت است. [٤] در اين مدخل از واژههاى «إصطفى»، «إجتبى»، «اطاعت» و جمله «لاينال عهدى الظّالمين»، «آيه تطهير»، و آيات هدايت خاصّه كه ملازم عصمت است، استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار عصمت، عصمت انبيا، عصمت يوسف عليه السلام، عوامل عصمت.
آثار عصمت
١. اجتناب از قصد گناه
١. برخوردارى از عصمت خدادادى، مايه رويگردانى آدمى از قصد گناه:
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ. [٥]
يوسف (١٢) ٢٤
٢. امامت
٢. عصمت و خود نگهدارى از هرگونه ستم و گناه، شرط اعطاى امامت از جانب خداوند:
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. [٦]
بقره (٢) ١٢٤
[١] . لسانالعرب، ج ٩، ص ٢٤٤، «عصم»
[٢] . ترتيبالعين، ج ٢، ص ١٢٢٠، «عصم»
[٣] . الميزان، ج ٢، ص ١٣٨-/ ١٣٩؛ ج ٥، ص ٧٨-/ ٨٠
[٤] . الميزان، ج ٢، ص ١٣٤
[٥] . امام رضا عليه السلام درباره جمله «و هم بها لولا ان رءا برهان ربّه» فرمود: يوسف عليه السلام معصوم بود و معصوم قصد ارتكاب گناه نمىكند. (عيون اخبارالرضا، ج ٢، ص ١٧٩، ح ١، باب ١١٥؛ تفسير نورالثقلين، ج ٢، ص ٤١٩، ح ٤٢)
[٦] . از آيه مذكور استفاده مىشود امام بايد معصوم باشد، زيرا غير معصوم يا ظالم به نفس است يا به غير و در هر صورت نمىتواند امام باشد. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٣٨٠)