فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٤٩ - دعوت به ارزشهاى عرفى
ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ.
بروج (٨٥) ١٥ و ١٦
٦٠. عرش الهى، سرچشمه فيضبخش جهان هستى:
... رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ. [١]
مؤمنون (٢٣) ١١٦
٦١. عرش الهى، سرچشمه كمال و اقتدار خداوند:
ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ. [٢]
بروج (٨٥) ١٥
نورانيّت عرش
--) همين مدخل، خلقت عرش
وسعت عرش
٦٢. تمامى عالم شهود، عرش خداوند و تحت ربوبيّت او:
سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ ... [٣]
زخرف (٤٣) ٨٢
٦٣. عرش، حقيقتى فراتر و فراگيرتر از آسمانها و زمين:
سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ. [٤]
زخرف (٤٣) ٨٢
عرض
--) آبرو
عرف
عُرف، در لغت به معناى رمل مرتفع [٥] و در اصطلاح به معناى عادت و آنچه كه ميان مردم به نحو مستمرّ و مقتضاى عقول آنها جريان دارد، است. [٦] در اين مدخل از واژههاى «عرف»، «معروف» و آياتى كه در آنها تشخيص خوب و بد را با طرح سؤال و مانند آن به مخاطب (عرف) واگذار كرده است، استفاده شده است.
اهمّ عناوين: ارزشهاى عرفى، رجوع به عرف، ملاكهاى عرفى در احكام.
ارزشهاى عرفى
دعوت به ارزشهاى عرفى
١. دعوت به امور و ارزشهاى عقلايى و عرفى، از وظايف پيامبر صلى الله عليه و آله:
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَ ... يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ... [٧]
اعراف (٧) ١٥٧
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ ....
اعراف (٧) ١٩٩
٢. دعوت به ارزشهاى عرفپسند، از وظايف مؤمنان:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ... وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ
[١] . از معانى «كريم» عطابخشى بسيار است، بنابراين وصف عرش به كريم، بيانگر برداشت ياد شده مىباشد. (مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ١٩٣)
[٢] . «مجد» به معناى كمال، علوّ و اقتدار خداوند است. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٣١٩)
[٣] . بنا بر اينكه «ربّ العرش» عطف بيان باشد، مقصود از آسمانها و زمين، مجموع عالم شهود است و آن تخت پادشاهى و عرش خداى سبحان است كه در تحت تدبير او است و تدبير، از شئون عرش ملك او است. (الميزان، ج ١٨، ص ١٢٦)
[٤] . «ربّ العرش» مىتواند ذكر عام بعد از خاص باشد، يعنى ربوبيّت او بر عرش، ربوبيّت او بر همه آسمانها و زمين است؛ يا به تعبير ديگر، ربوبيّت او بر عرش، ربوبيّت او بر همه خلق است. (الميزان، ج ١٨، ص ١٢٦)
[٥] . لسانالعرب، ج ٩، ص ١٥٨، «عرف»
[٦] . التّعريفات، جرجانى، ص ١٩٣، «العُرف»
[٧] . مقصود از «معروف» مىتواند امور پسنديده نزد عرف و عقلا باشد. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٨٠٧؛ ج ٣-/ ٤، ص ٧٥٠)