عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٢
تاريخ پيدايش اصطلاح عرفان اينكه اين اصطلاح در چه تاريخى در ميان عارفان مسلمان رواج يافت، به درستى روشن نيست؟ با توجّه به اينكه اين كلمه با معناى اصطلاحى در سخنان جنيد بغدادى (م ٢٩٨ ه. ق) به كار رفته است، مىتوان گفت كه در قرن سوم هجرى در ميان عرفا رايج بوده است. «١» استاد مطهرى (ره) با تصريح به اين نكته بيان مىدارد: «ابو نصر سرّاج طوسى در كتاب اللُمع كه از متون معتبر عرفان و تصوّف است جملهاى از سفيان ثورى نقل مىكند كه مىرساند از حدود نيمه اوّل قرن دوّم اين اصطلاح پيدا شده است.» «٢» علت نامگذارى عرفان به تصوّف عرفان در بين مسلمانان به شكل تصوّف آشكار گرديد و عارفان مسلمان را «صوفى» مىناميدند. درباره ريشه كلمه «تصوّف» و اينكه چرا آنان را بدين نام خواندهاند احتمالاتى گفتهاند. برخى تصوّف را مشتق از كلمه «صفا» مىدانند و معتقدند صوفى كسى است كه صفاى دل داشته باشد. جمعى اين كلمه را از «صفّه» مشتق مىدانند و صوفيان را در اعمال با اصحاب صفّه مرتبط مىدانند. آنان گروهى از فقراى مسلمانان بودند كه به دستور رسول اكرم (ص) در سكوى مسجد النبى سكونت داشتند. گروهى گفتهاند اين كلمه مشتق از «صف» است و صوفيان كسانى هستند كه در پيشگاه خداوند در صف اوّل باشند. «٣» احتمالات ديگرى نيز در اين باره گفتهاند. اين احتمالات با قواعد صرف عربى ناسازگار است، و احتمال درست اين است كه اين كلمه از كلمه صُوف به معناى پشم، ريشه گرفته است؛ زيرا جماعت صوفيان لباس خشن و پشمى مىپوشيدند و پشمينه پوشى نشانه زهد و تقوا و بىاعتنايى به دنيا بوده است، بدين رو آنها را صوفى خواندند. «٤»