نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٧
شوند، بسيارى از مفاهيم به شكل خام و نيمهتمام بررسى خواهند شد؛ بنابراين مطالعات و پلهاى ميانرشتهاى ضرورت پيدا مىكند. در اين مقوله جامعهشناسى سياسى رشتهى علمى ميانبرى است كه مىخواهد ره يافتهاى جامعه شناختى و سياسى را با هم پيوند دهد.[١]
مردمشناسى و علم سياست
مردمشناسى از تقسيمات نژادى، ويژگى جسمى، توزيع جغرافيايى، محيط، روابط اجتماعى و توسعه فرهنگى انسان، سخن مىگويد؛ به عبارت ديگر دانشى است كه در مورد رشد طبيعى اجتماعى و فرهنگى انسان مطالعه نموده و رفتار انسان را در ارتباط با محيط بيرونى، اعم از محيط طبيعى و انسانى مورد دقت قرار مىدهد. سهم مردمشناسى در علم سياست قابل توجه است و برخى معتقدند كه پژوهشهاى جديد در تقسيمات نژادى، آداب، رسوم و سازمان انسانهاى اوليه كمك كردهاند تا ما بتوانيم خاستگاه دولت، تكامل و توسعه نهادهاى سياسى را بشناسيم.[٢] دانستههاى علمى پيرامون انسان، نيازها، باورها و ارتباط جهانبينى و باورها در رفتار سياسى او و اختلاف نگرش در اين مقولهها، مىتواند سبب پيدايش مكاتب گوناگون سياسى گردد، كه طبيعتا اگر در اسلام سخن از عدم انفكاك و مهمتر از آن، آميختگى دين و سياست به ميان مىآيد، ريشه در نگرش به انسان و مردمشناسى دينى دارد كه رفتار انسان دينى، تابعى از باورها، و گرايشات و ايمان اوست. دين قواعد رفتارى انسان را معين مىكند و انسان متدين، هركجا و در هرجايگاهى كه باشد، احكام دين را قانونمندى هدايت و بستر حركت خويش مىداند.
روانشناسى اجتماعى و علم سياست
روانشناسى اجتماعى، شاخهاى از علوم اجتماعى است، كه رفتارهاى اشخاص و گروههاى اجتماعى را بررسى مىنمايد. از آنجا كه رفتار سياسى افراد و گروهها در جامعه نيز بخشى از رفتار گروهى آنان است؛ ازاينرو به يارى روشهاى روانشناسى اجتماعى،
[١] - رجوع كنيد به: بنيادهاى علم سياست، پيشين، صفحه ٦٦ و ابو الحمد؛ ص ٥٥، و مدنى؛ ص ٤٨.
[٢] - بنيادهاى علم سياست؛ ص ٨١.