نظام سياسى اسلام - نصرتى، على اصغر - الصفحة ٣٦
اخلاق در سياست را در آيين جهاد و نبرد اسلامى مىتوان ملاحظه كرد. مجاهدان اسلام قبل از شروع نبرد، بدون در نظر گرفتن خصومت و دشمنى، بايد خصم را به اسلام و مصالحه دعوت كنند و در صورت عدم پذيرش آنان، اقدام به نبرد نمايند.
جامعهشناسى و علم سياست
از منظر علماى جامعهشناسى، بايد علم سياست را يكى از رشتههاى جامعهشناسى به حساب آورد. زيرا:
اولا: روشهاى مطالعه و تحقيق پيرامون مسايل جامعهشناسى در علم سياست نيز به كار گرفته مىشود.
ثانيا: جامعهشناسى، رفتار سياسى افراد و گروهها را به عنوان بخشى از رفتار گروهى مطالعه مىكند.
ثالثا: سياست يكى از انواع روابط اجتماعى است كه به دليل وسعت موضوعى به صورت يك رشته جداگانه درآمده است.
وابستگى علم سياست به جامعهشناسى تا آنجاست كه اگر سياستشناس از روش پژوهش و دستاوردهاى جامعهشناسى بىاطلاع باشد، نمىتواند موفقيت چشمگيرى در صحنهى مطالعات سياسى داشته باشد؛ اما به شكل كامل به عنوان يكى از زيرمجموعههاى جامعهشناسى تعريف نمىشود؛ چون در عين حالى كه اين دو به هم وابسته و جدايىناپذيرند، داراى تفاوتهايى نيز هستند كه آنها را از يكديگر متمايز مىسازد.
جامعهشناسى به جامعه با نظر فراگير نگاه مىكند و دولت را از آن جهت كه جزئى از جامعه است، مورد مطالعه قرار مىدهد و نيز با آن برخوردى عام دارد؛ اما در علم سياست، جامعه از نقطهنظر تنظيم، اداره و سرپرستى آن مورد توجه قرار مىگيرد و دولت مهمترين نهادى است كه در جامعه ظهور پيدا مىكند. به عبارت ديگر، جامعهشناسى واقعيتهاى مربوط به سازمان و فعاليتهاى دولت را از علم سياست به امانت مىگيرد.
بنابراين مىتوان جامعهشناسى و سياست را دو علم مكمل يكديگر دانست؛ يعنى نظريه رسمى جامعهشناسى به ناچار در جايى پايان مىپذيرد كه نظريه رسمى نظام سياسى آغاز مىشود. بااينحال اگر اين علوم با دامنههاى تعريف شده، به صورت مستقل در نظر گرفته