جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ١١٤ - كتاب الصلاة
ثانيه باشد و چون محل آن باقى است بنشيند و به جا آورد و برخيزد و تمام كند. و چون دليل اين از اخبار وضوحى ندارد احوط اين است كه اعاده هم بكند.
و اما در صورتى كه يقين نكند كه دو سجده با هم فوت شده و با اين شك هم شك كند كه شايد دو سجده از دو ركعت بوده، يعنى احتمال بدهد كه يك سجده از ركعتى فوت شده و سجدۀ ديگر از ركعت ديگر، در اينجا دور نيست كه بگوييم مخير است ما بين اين كه برگردد و دو سجده را با هم به عمل بياورد و برخيزد و نماز را تمام كند و ما بين اين كه برگردد و يك سجده را بكند و برخيزد و نماز را تمام كند و يك سجده هم بعد از نماز، به نيت قضا بكند و سجدۀ سهوى هم بكند، اظهر تعيين شق ثانى است، چنانكه پيش از اين، بيان آن كرديم و به هر حال، اعادۀ نماز را ترك نكند.
٢٥٨: سؤال:
هر گاه در وقت مختص مضيق اضطرارى، مصلى شك در نماز نمايد از جمله شكى كه نماز را بايد از سر گرفت، چه كند؟
جواب:
به مقتضاى شك، عمل كند، هر گاه در اعاده، وقت باقى است، هر چند به قدر يك ركعت باشد، اداء است و الا قضا خواهد.
٢٥٩: سؤال:
هر گاه يك ركعت از ركعات چهار ركعتى نماز فراموش شود و بعد از سلام به خاطر آورد، لكن نمىداند كه از دو ركعت اول است يا از دو ركعت آخر، تلافى به حمد نمايد يا به تسبيحات اربع؟
جواب:
ظاهر اين است كه اين ركعت در حكم ركعتهاى آخر است و به تسبيحات يا حمد تنها اكتفا كند، بلكه اگر جزم هم بكند كه آن چه فراموش شده، ركعت دوم بوده، باز چنين است و ركعت سوم در عوض ركعت دوم محسوب مىشود و اين كه حال مىكند ركعت چهارم مىشود.
و از اين قبيل است هر گاه كسى سهوا سجده دوم را بكند به گمان اين كه سجدۀ اول را كرده است، وقتى كه متذكر شد، اين سجده، عوض اول محسوب مىدارد و سجدۀ دوم را از نو مىكند و گمان حقير اين است كه در مسأله خلافى نباشد، و از شهيد در ذكرى ظاهر مىشود كه اجماعى است و در مسأله يازدهم از مسائل سهو گفته است به