جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٦٨ - كتاب الصلاة
جواب:
هر گاه كسى مجبور باشد در ملازمت، به قصد اضرار به مسلمين و خوردن مال حرام نمىرود و لكن از راه بى پروايى خود، از حال خود مىداند كه حرام خواهد خورد و اگر در بين راه اتفاق افتد عبور در زرع مردم خواهد كرد، بلكه اخذ از آن هم خواهد كرد، لكن در ابتداى سفر به قصد اين معنى سفر نمىكند، باز اظهر در اينجا اين است كه قصر مىكند و افطار مىكند، و اما هر گاه مجبور نباشد بايد ديد كه دفع ضرر و محافظت مال به حد وجوب رسيده كه تواند مرتكب حرام شد يا نه، و اصل متابعت ظالم در غالب اسفار خصوصا در جنگها حرام است و بر فرضى كه جايز باشد و مقصود او از سفر، گرفتن سور سات و فعل معصيت نباشد، باز اظهر جواز قصر و افطار است.
١٤٧- سؤال:
در حين مراجعت از سفر نامشروع، نماز و روزه را قصر كند يا اتمام؟
جواب:
هر گاه برگشتن متمم سفر اول است و يك سفر محسوب مىشود مثل دزدى كه مىرود به راه زدن، به حد هشت فرسخ و بيشتر و بر مىگردد، او در برگشتن هم تمام مىكند، هر چند از آن سفر، مطلبش به عمل نيامده باشد. و هر گاه متمم سفر نباشد، بلكه سفر تازه باشد. مثل اين كه قصد اقامت كرد و در مراجعت هم قصد حرامى ندارد، در اينجا در برگشتن آن، قصر مىكند و هم چنين هر گاه توجه كرد و از قصد معصيت باز گشت، ديگر بعد از اين، قصر مىكند.
١٤٨- سؤال:
يقين دارد كه نماز قضا دارد و نمىداند كه چقدر دارد و از چه نماز زياده دارد و ترتيب قضا شدن را نمىداند. چه بايد كرد؟
جواب:
اظهر در اين صورت، عدم وجوب ترتيب است و اظهر و احوط آن است كه آن قدر را، نماز كند كه گمان غالب براى او حاصل به وفاى به آن. و در وقت نماز كردن، ترتيب نمازها را منظور داشته باشد. يعنى اين كه نماز روز به روز به ترتيب معهود بكند تا مظنۀ غالب حاصل شود و اگر در بين ايام گذشته در سفر، نمازى از او فوت شود، آن را هم ملاحظه كند كه قضا را هم قصر كند به قدرى كه ظن غالب او به وفا حاصل شود.
١٤٩- سؤال:
در سفر معصيت بعد از ركعت سوم نماز عصر كه روزه هم هست، از معصيت رجوع كند چه بايد كرد؟