جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٤٢٥
نيست، بلى ما دامى كه كراهت ايشان معلوم نيست، استيذان واجب نباشد، اگر چه مستحب باشد. و به هر حال در غير واجبات مخالفت رضاى ايشان نكند، مگر آن كه مستلزم حرج و ضرر باشد، مثل اين كه معيشت ولد، موقوف به تجارت باشد. يا محتاج باشد به تزويج و او را منع كنند. خلاصه اصل را بايد اين قرار داد كه رنجانيدن والدين حرام است، مگر در صورتى كه معارضى اقوى باشد. بلكه ظاهر اين است كه در فعل مستحبات هم رضاى ايشان شرط نباشد، خصوصا محض از براى تشهى باشد در مثل نهى از حضور جماعت در شبهاى تار و سرما، يا اسفار زيارات. و با خوف شدت و محنت، مراقبت رضاى ايشان بايد كرد.
٤٩٨- سؤال:
هر گاه شخصى از والد خود طلب داشته باشد و مديون باشد، واجب است كه طلب خود را از والد خود مطالبه نمايد و به دين خود بدهد يا نه؟ و اگر والد ظاهرا منكر شود و بدون كدورت، طلب را ندهد آيا ترك ادعا بايد نمايد يا به جهت اداى دين، مطالبه نمايد؟
جواب:
ظاهر اين است كه اين از جملۀ اعذارى باشد كه ولد معذور است. و لكن حسب المقدور و الامكان نوعى كند كه رنجشى حاصل نشود و ديگران را وادارد كه به نوع خوشى استيفا كند. و هر گاه متمكن باشد از اداى دين به وجهى ديگر با ايشان مماشات كند. و اللّٰه العالم بأحكامه.