ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - آنچه كه براى انسان در اصلاح ارتباطات چهارگانه ضرورت اساسى دارد كار مفيد است و تكميل آن
كوشش نگذاشته است به عنوان نمونه روايت بسيار معروف را كه از امام معصوم عليه السلام نقل شده است ، در نظر مى گيريم ، روايت چنين است : أِعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَاعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً ( عمل كن براى دنيايت گويى براى ابد در اين دنيا زندگى خواهى كرد و عمل كن براى آخرتت مانند اين كه فردا از اين دنيا خواهى رفت ) . اين نوع نگرش و هدف گيرى در بارهء كارهاى دنيوى و اخروى را مى توانيم از زندگانى امير المؤمنين و ديگر پيشوايان راه حق و حكماى وارسته بياموزيم كه شخصيتهاى آنان به مرحله اى از قدرت رسيده بود كه اشراف به دنيا و آخرت در كارهاى آنان كاملا قابل مشاهده بود . مولوى در بارهء عظمت كار در موارد مختلف مضامين بسيار عالى را مطرح كرده است . از آن جمله :
< شعر > گفت شه حكمت در اظهار جهان آن كه دانسته برون آيد عيان آنچه مى دانست تا پيدا نكرد بر جهان ننهاد رنج طلق و درد يك زمان بيكار نتوانى نشست تا بدى يا نيكئى از تو بخست اين تقاضاى كار از بهر آن شد موكَّل تا شود سِرّت عيان ور نه كى گيرد گلابهء تن قرار چون ضميرت مى كشد آن را به كار تا سهء تو آن كشش را شد نشان هست بيكارى چو جان كندن تمام [١] گه تناقض گاه ناز و گه نياز گاه سوداى حقيقت گه مجاز مرد غرقه گشته جانى مى كند دست را در هر گياهى مى زند تا كدامش دست گيرد در خطر دست و پايى مى زند از بيم سر دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى آن كه او شاه است او بيكار نيست ناله از وى طرفه كاو بيمار نيست بهر اين فرمود رحمان اى پسر كل يوم هو في شأن اى پسر < / شعر >
[١] . مثنوى كلالهء خاور - رمضانى دفتر دوم ، ص ٩٤ از سطر ١٧ به بعد .