ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - اى بنى اميّه ، بشنويد يا نشنويد ، بزودى دنيا و رياست بىاساس آنرا با كمال ذلَّت و خوارى از دست خواهيد داد
پند مردم
پند مردم :
٣٠ ، ٣١ - أيّها النّاس ، استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متّعظ ، و امتاحوا من صفو عين قد روّقت من الكدر ( اى مردم ، از شعلهء چراغ واعظى كه خود وعظش را پذيرفته باشد فروغ بگيريد ، و از آب زلال چشمه اى بكشيد كه از تيرگى تصفيه شده باشد . ) مشعلى از فروغ سخنان واعظانى كه خود عامل بوعظ خويشتن هستند فرا راه خود بگيريد .
مشعلى از فروغ سخنان واعظانى كه خود عامل بوعظ خويشتن هستند فرا راه خود بگيريد .
مفهومى از جملهء شريفه اينست كه پيرامون واعظانى كه به دانستههاى خود عمل نمى كنند نگرديد . درون تاريك آنان درون شما را كه احتياج به فروغ الهى دارد ، تاريك مى سازد . بگذاريد جلوهها در منابر نمايند ، ولى سخنانشان مانند دانسته هايشان و بال گردن آنان در روز قيامت باشد . شما براى شناسائى اين گونه واعظان هيچ احتياجى به نشان دادن علائم و امارات مخصوص نداريد . همين كه احساس كرديد سخنان آنان از گوشهايتان به قلبتان نفوذ نمى كند ، بدانيد كه گويندهء حرفه ايست كه استيكال ( طلب خوردن ) به علم مى نمايد - يقينا بدانيد كه : « مر زبان را مشترى جز گوش نيست » .
الموعظة إذا خرجت من القلب دخلت فى القلب و إذا خرجت من اللَّسان لم تتجاوز الأذان .
( هنگامى كه موعظه از قلب برآمد در قلب نشيند و هنگامى كه از زبان برآمد از گوشهاى شنوندگان تجاوز نمى كند . ) واعظانى كه عظمت وعظ و هدف واقعى آنرا مى دانند و از نياز جدّى انسانهائى كه با چشم اميد بآنان مى نگرند اطَّلاع دارند ، از طرز سخنانى كه بر زبان مى آورند و بوسيلهء كردارهايى كه با سخنانشان منطبق ميشوند مى توانند با آنچه كه مى گويند ، مردم را واقعا ارشاد نمايند و صراط مستقيم را بآنان نشان بدهند . گاهى فروغ مشعلى كه اين